معنی subdevice

subdevice
قسمت کردن مجدد،بخش کردن مجدد
کلمات مشابه

subdividable : بخشيزه پذير

subdivide : بخشيزه کردن

subdivider : بخشيزه گر

subdivision : بخشيزه , زيرقسمت , زيربخش

subdominant : فا،نت چهارم موسيقى ،تابع ،تبعى

subduable : مطيع کردنى ،مقهور ساختنى ،رام شو،تسخير پذير

subduce : کم کردن ،موضوع کردن

subdue : مقهور کردن , مقهور ساختن , رام کردن

subdued : مقهور

subduer : منکوب کننده

subemit a report : قانون ـ فقه : گزارش دادن

subenant : مستاجر دست دوم

suber : (گ.ش ).بافت چوب پنبه اى

subereous : چوب پنبه اى ،از چوب پنبه گرفته شده

suberic : )suberous(داراى بافت چوب پنبه اى

suberin : ماده مومى يا چرب چوپ پنبه

suberization : ايجاد بافت چوب پنبه اى در چوب

suberize : تبديل به بافت چوب پنبه اى شدن

suberose : ( )=suberous(گ.ش ).داراى بافت چوب پنبه اى ،چوب پنبه اى

suberous : )suberic(داراى بافت چوب پنبه اى

معنی subdevice به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی