صفحه اصلی

subdivision
بخشيزه , زيرقسمت , زيربخش
کلمات مشابه

subdominant : فا،نت چهارم موسيقى ،تابع ،تبعى

subduable : مطيع کردنى ،مقهور ساختنى ،رام شو،تسخير پذير

subduce : کم کردن ،موضوع کردن

subdue : مقهور کردن , مقهور ساختن , رام کردن

subdued : مقهور

معنی subdivision به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود كمبود روابط صحیح عاطفی بین والدین و جوانان
دانلود کنترل جمعیت و نهاد خانواده در اروپا
دانلود کودکان بی هویت و آینده
دانلود گونه های جدید خانواده در غرب