لغات مشابه
subgroup : زيرگروه

subharmonic : علوم هوايى : هماهنگ فرعى

subhead : عنوان جزء يا فرعى ،عنوان فرعى مقاله

subinfeudate : subinfeudation(، )=subinfeudاعطاى اراضى تيول از طرف اميرى به امير ديگرى براى بيعت با او،ملوک الطوايفى فرعى

subinterval : فاصله فرعى

subintestinal : زير روده اى

subjacency : تبعيت

subjacent : واقع در زير،مادون

subjecent : زيرين ،تحتانى

subject : درمعرض گذاشتن , مبتدا , مطلب , زيرموضوع , باب , فاعل , مسنداليه , موکول به

subject and predicate : مسند اليه و مسند،مبتداو خبر،موضوع و محمول

subject in hand : قانون ـ فقه : مانحن فيه

subject index : روانشناسى : فهرست موضوعى

subject matter : موضوع اصلى ،مطلب ،موضوع

subject of debate : قانون ـ فقه : موضوع دعوى

subject of hire : قانون ـ فقه : مورد اجاره

subject to : مشمول

subject to being unsold : بازرگانى : مشروط براينکه ،درصورت موجود بودن کالا

subject to the british rule : تابع حکومت انگليس ،تحت تسلط دولت انگليس

subject to the flood : دستخوش سيل

subject to the law : تابع يامطيع قانون

subject to tuberculosis : مستعد سل

subject to your approval : موکول به تصويب شما،اگر شما تصويب نماييد

subjected to danger : در معرض خطر

subjection : انقياد،استيلا،پيروى

subjective equality : روانشناسى : برابرى ذهنى

subjective psychology : روانشناسى : روانشناسى ذهنى گرا

subjective reality : روانشناسى : واقعيت ذهنى

subjective sensation : روانشناسى : احساس غيرعينى

subjective test : روانشناسى : ازمون غيرعينى

subjective utility : روانشناسى : سودمندى ذهنى

subjective value : بازرگانى : ارزش ذهنى

subjectively : بطور ذهنى يا باطنى

subjectivism : موضوعيت

subjectivity : فاعلي بودن

subjectless : بيموضوع , بي فاعل

subjects : مطالب , فقرات

subjects of international law : قانون ـ فقه : اشخاص حقوق بين الملل

subjoin : در پايان افزودن ،اضافه کردن

subjugate : زيردست کردن , مطيع کردن

subjugation : مطيع سازي , مقهور سازي

subjugator : مطيع سازنده

subjunction : الحاق ،افزايش در پايان ،چيز اضافه شده

subjunctive : (د ).وجه شرطى ،وابسته بوجه شرطى

subkingdom : قلمرو تابعه ،سلطنت تابع سلطنت ديگرى

sublate : برداشتن ،منکر شدن ،تغيير شکل يافتن

sublation : زوال ،استهلاک ،تحول ،تغيير شکل

sublattice : شيمى : زير شبکه

sublessee : مستاجر جز

sublessor : موجر فرعى ودست دوم

sublet : )sublease(اجاره فرعى دادن ،حق اجاره بمستاجر فرعى دادن

subletting : معمارى : بمناقصه گذاردن کار بوسيله پيمانکار دست اول

sublimate : متصاعد کردن , سوبليمه , تصعيد کردن , داراشکنه

sublimated : مصعد

sublimation : تصعيد

sublime : متعال , برين

subliminal : نيمه خودآگاه

subliminal learning : روانشناسى : يادگيرى زيراستانه اى

subliminal perception : روانشناسى : ادراک زيراستانه اى

subliminal stimulus : روانشناسى : محرک زيراستانه اى

sublimity : علومقام

sublingual : زيرسباني

sublist : کامپيوتر : زير ليست

sublunar : )=sublunary(زمينى ،اين جهانى ،دنيوى ،واقع در زير قمر

sublunary : واقع در زير ماه ،زمينى ،اين جهانى ،دنيوى

submachine gun : مسلسل دستي

submarine : زيردريايي , تحت البحري

submarine boat : (کشتى ) زيردريايى

submarine havens : علوم نظامى : منطقه عبور در عمليات غير رزمى زيردريايى منطقه اموزشى زيردريايى در منطقه غيررزمى منطقه محدوده تامينى اطراف زيردريايى

submarine ladle : علوم مهندسى : پاتيل بمبى شکل

submarine sanctuaries : علوم نظامى : مناطق مخصوص تمرينات غيررزمى زيردريايى مناطق تمرين اموزشى ضد زيردريايى

submaxilla : (ج.ش ).ارواره پايين ،وابسته به استخوان فک پايين

submaxillary : زيرارواره اى

submaxillary glands : غده هاى زير ارواره

submenu : کامپيوتر : منوى فرعى

submerge : غوطه ورساختن

submerged fall : معمارى : ابشار مستغرق

submerged intake : معمارى : ابگير مستغرق

submerged arc welding : عمران : جوش قوسى غوطه ور

submergence : مخفي سازي

submergible : سيل خيز

submergible pump : معمارى : پمپ شناور

submers : غوطه ورساختن

submerse : در اب فرو بردن ،زير اب کردن ،غوطه دادن ،در اب فرو رفتن

submersed : زير اب روينده

submersible pump : علوم دريايى : پمپ شناور

submersion : فرو رفتگى در زير اب

submicroscopic : خيلى ريز وغير مريى با ميکروسکوپ

subminiature : خيلى کوچک

submiss : مطيع ،پست ،پايين

submission : فرمانبرداري , اذعان , انقياد , اظهاراطاعت

submission of a claim : بازرگانى : تسليم دادخواست

submissive : مطيع , خاشع , سربزير , خاضع

submissively : مظلومانه

submissiveness : سربزيري

submit : تسليم داشتن , گردن نهادن , تسليم کردن , تمکين کردن

submit to : قانون ـ فقه : تمکين کردن

submodule : زيرپيمانه , زيرواحد

submontane : کوهپايهاي

submultiple : (ر ).خارج قسمت ،برخه شمار،مضرب

subnormal : کم هوش , مادون عادي

suboceanic : زير اقيانوسي

subocular : (ج.ش ).زير چشم ،واقع در زير چشم

subofficer : افسر جزء

suboptimization : زيربهينهسازي

suborbital : زير کاسه چشمى ،در زيرچشم ،زير مدار زمين

suborder : رديزه

subordinate : زيردست , تابع , تبعي , مرئوس

subordinate class : روانشناسى : طبقه وابسته

subordinate coajunction : حرف عطفى که قضيه تاريخ را به قضيه اصلى مى پيوند د

subordination : فرمان برداري , مادوني

subordinative : تابع ،مادون ،تبعى

suborner : اغواء کننده

subotage : خرابکاري

subovate : نيمه بيضي

subphylum : رامزه

subplot : زيرداستان

subpoena : حکم جلب

subprincipal : معاون رئيس مدرسه ،نايب رئيس ،تير فرعى تاق

subprocedure : زيررويه

subprogram : زيربرنامه

subraction : کاهش ،تفريق

subrange : علوم نظامى : ميدان تير خفيف

subregion : يکى از تقسيمات اوليه ناحيه ،بخش ،ناحيه

subreption : (حق ).تلبيس ،اختفاى حقايق براى استفاده خود،تدليس

subroc : علوم نظامى : موشک نصب شده روى زيردريايى موشک مخصوص زيردريايى

subrogate : جانشين ديگري کردن

subrosa : (م.ل ).زير درخت گل سرخ ،(مج ).محرمانه ،خصوصى

subroutine : زيرروال

subroutine jump : جهش زيرروال

subroutine linkage : پيونددهى زيرروال

subroutine reentry : کامپيوتر : ورود جمله به زيرروال

subrtraction : کاهش ،تفريق ،کاستن ،منها

subsacral : واقع درزيراستخوان خاجى

subsaline : نيمه شور

subsample : روانشناسى : زيرنمونه

subsapular : واقع در زير استخوان شانه ،زير کتفى

subsaturated : نزديک به اشباع

subsaturation : شبه اشباع

subscapular : (تش ).واقع در زير استخوان شانه ،زير کتفى

subscribe : آبونه شدن , اشتراک کردن , مشترک شدن , صحه گذاردن

subscriber : مشترک

subscriber of shares : قانون ـ فقه : پذيره نويس سهام

subscribted array : کامپيوتر : ارايه زيرنويس دار

subscript bound : کران زيرنويس

subscript variable : کامپيوتر : متغير زيرنويس دار

subscripted : زيرنويس دار

subscripted list : کامپيوتر : ليست زيرنويس دار

subscription : آبونمان , اشتراک , پذيره نويسي

subscription rights : وجهاشتراک

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

"مقاله بررسی تفاسیر آیات قرآنی در زمینه مفاهیم ادبی، دینی"
مقاله بررسی جامع نانو تكنولوژی
دانلود پاورپوینت مدیریت خدمات فناوری اطلاعات بر مبنای ITIL
مقاله بررسی جامع بسته‌ بندی
مقاله بررسی جامع پیامبران
مقاله بررسی جامع تورم
مقاله بررسی جامع ماهواره
مقاله بررسی روشهای ارزیابی بانك‌های داخلی از پروژه‌های سرمایه گذاری
مقاله بررسی سیستم ماجان
مقاله بررسی شیوه های سلوک در عرفان شیعی
مقاله بررسی فنون تدریس لغات انگلیسی
مقاله بررسی كامپوزیت‌ها و کاربرد آنها
پاورپوینت معماری اسلامی خراسانی
مقاله بررسی مدیریت دانش به عنوان شاخصی نو در تجارت استراتژیك
مقاله بررسی مدیریت مدرسه مدار
مقاله بررسی مدیریت مشاركت جو
مقاله بررسی مدیریت مشتری
مقاله بررسی مدیریت منابع انسانی استراتژیك
مقاله بررسی مرور زمان در آیین دادرسی كیفری و حقوق جزا