معنی subject to

subject to
مشمول
کلمات مشابه

subject to being unsold : بازرگانى : مشروط براينکه ،درصورت موجود بودن کالا

subject to the british rule : تابع حکومت انگليس ،تحت تسلط دولت انگليس

subject to the flood : دستخوش سيل

subject to the law : تابع يامطيع قانون

subject to tuberculosis : مستعد سل

subject to your approval : موکول به تصويب شما،اگر شما تصويب نماييد

subjected to danger : در معرض خطر

subjection : انقياد،استيلا،پيروى

subjective equality : روانشناسى : برابرى ذهنى

subjective psychology : روانشناسى : روانشناسى ذهنى گرا

subjective reality : روانشناسى : واقعيت ذهنى

subjective sensation : روانشناسى : احساس غيرعينى

subjective test : روانشناسى : ازمون غيرعينى

subjective utility : روانشناسى : سودمندى ذهنى

subjective value : بازرگانى : ارزش ذهنى

subjectively : بطور ذهنى يا باطنى

subjectivism : موضوعيت

subjectivity : فاعلي بودن

subjectless : بيموضوع , بي فاعل

subjects : مطالب , فقرات

معنی subject to به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی