لغات مشابه
teal : مرغابي جره

team : ياتيم درآمدن , يک دستگاه , تيم , دسته درست کردن

team area : ورزش : محدوده بين دو خط 35 ياردى در هر دو طرف زمين فوتبال امريکايى

team game : ورزش : بازى گروهى

team line up : ورزش : به صف ايستادن تيم

team roping : ورزش : مسابقه تيم 2 نفره گاوبازى جهت کمنداندازى و بستن گاو در حداقل وقت

team teaching : روانشناسى : تدريس گروهى

team tennis : ورزش : بازيهاى مختلف تنيس

teamer : ورزش : هم تيمى

teammate : عضو تيم , همگروه

teamster : کاميون ران ،راننده يک جفت حيوان يا دستگاه اسب ودرشکه

teamwise : با هم ،پهلوى هم

teamwork : روح همکارى ،کار دسته جمعى

tean foul : ورزش : خطاهاى فنى

teapot : قورى چاى

teapoy : ( )tepoy(درهند )ميز چاى خورى

tear : گسيختگي , فرسودگي , دريدگي , پاره کردن , پارگي , دريدن , درانيدن , فرسودهشدن , اشک , پارهکردن , بريده شدن , گسستگي

tear down : درهم دريدن

tear gasses : گاز اشک آور

tear into pieces : پاره پاره کردن

tear jerking : گريه آور

tear out : الکترونيک : پارگى تصوير

tear sheet : قطعه يا مقاله پاره شده از مجله يا روزنامه

tear up : درهم دريدن

tearaway : از روى بيميلى جدا شدن از

teardrop : قطره اشک

tearful : گريان , اشکبار

tearfully : گريه کنان

tearing : خرق

tearjerker : گريهآور

tearless : بي اشک

tearoff : کندن از،پاره پاره کردن

tearoom : اتاق چاى ،رستوران کوچک ودنج مخصوص نسوان

tears : آب غوره , آبغوره

tears fell down his cheeks : اشک از چشمانش سرازير شد

tears rained down his cheeks : اشک بر چهره اش روان شد

tears suffused his eyes : اشک در چشمانش پر شد

tease : شوخي کردن , سخنان نيشدارگفتن

teasel : شانه چوپان

teasing : روانشناسى : سر به سر گذاشتن

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: