معنی tenacity

tenacity
سرسختي
کلمات مشابه

tenacity coefficient : زيست شناسى : ضريب سختى

tenaculum : (طب )شريان گير،الت چسبنده

tenancy : اجاره داري , مدت اجاره , مالکيت موقت

tenant : اجاره دار , مستاجر , متصرف بودن , اجاره نشين

tenant at will : قانون ـ فقه : متصرف به ميل و اراده مالک

tenant by curtesy : قانون ـ فقه : عنوان شوهر است که بعد از فوت زوجه اش در صورتى که از او فرزند مسلم الوراثتى داشته باشد که در زمان حيات زوجه متولد شده باشد مى تواند مادام العمر از ترکه غير منقول مشاراليه استفاده کند

tenant by sufferance : قانون ـ فقه : مستاجر به تقدير موجر

tenant for life : قانون ـ فقه : شخص داراى حق عمرى

tenant for years : قانون ـ فقه : شخص داراى حق رقبى

tenant from year to year : قانون ـ فقه : مستاجر يک ساله

tenant in fee simple : قانون ـ فقه : متصرف مطلق و دائمى و مادام العمر مال غير منقول که تصرفاتش به اخلاف وى نيز منتقل مى شود

tenantable repair : قانون ـ فقه : تعميراتى که بر عهده مستاجر است تعميرات جزيى عين مستاجره

tenantary : قانون ـ فقه : کليه مستاجرين يک ملک

tenantless : بدون مستاجر،(در مورد املاک )خالى ،اشغال نشده

tenantry : اجاره نشينى ،اجاره دارى ،کليه مستاجرين يک ملک

tench : (ج.ش ).ماهى گول اب شيرين اروپا واسيا

tend : نگهدارى کردن از،وجه کردن ،پرستارى کردن ،مواظب بودن ،متمايل بودن به ،گرايش داشتن ،گراييدن ،ميل کردن

tend 1 : (وسايل چيزى را )فراهم کردن ،کمک کردن ،کشيده شدن ،منجر شدن ،مايل بودن

tend 2 : نگهدارى کردن از،توجه کردن ،پرستارى کردن ،مواظب بودن ،مواظبت کردن از

tend to : مايل بودن

معنی tenacity به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی