لغات مشابه
tench : (ج.ش ).ماهى گول اب شيرين اروپا واسيا

tend : نگهدارى کردن از،وجه کردن ،پرستارى کردن ،مواظب بودن ،متمايل بودن به ،گرايش داشتن ،گراييدن ،ميل کردن

tend 1 : (وسايل چيزى را )فراهم کردن ،کمک کردن ،کشيده شدن ،منجر شدن ،مايل بودن

tend 2 : نگهدارى کردن از،توجه کردن ،پرستارى کردن ،مواظب بودن ،مواظبت کردن از

tend to : مايل بودن

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: