صفحه اصلی

tench
(ج.ش ).ماهى گول اب شيرين اروپا واسيا
کلمات مشابه

tend : نگهدارى کردن از،وجه کردن ،پرستارى کردن ،مواظب بودن ،متمايل بودن به ،گرايش داشتن ،گراييدن ،ميل کردن

tend 1 : (وسايل چيزى را )فراهم کردن ،کمک کردن ،کشيده شدن ،منجر شدن ،مايل بودن

tend 2 : نگهدارى کردن از،توجه کردن ،پرستارى کردن ،مواظب بودن ،مواظبت کردن از

tend to : مايل بودن

tendance : توجه ،مراقبت ،مواظبت ،پرستارى ،حضور

معنی tench به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود مقاله بررسی جامع پیامبران
دانلود مقاله بررسی جامع تورم
دانلود مقاله بررسی جامع ماهواره
دانلود مقاله بررسی روشهای ارزیابی بانك‌های داخلی از پروژه‌های سرمایه گذاری
دانلود مقاله بررسی سیستم ماجان
دانلود مقاله بررسی شیوه های سلوک در عرفان شیعی
دانلود مقاله بررسی كامپوزیت‌ها و کاربرد آنها
دانلود پاورپوینت معماری اسلامی خراسانی
دانلود مقاله بررسی مدیریت دانش به عنوان شاخصی نو در تجارت استراتژیك