صفحه اصلی

tend
نگهدارى کردن از،وجه کردن ،پرستارى کردن ،مواظب بودن ،متمايل بودن به ،گرايش داشتن ،گراييدن ،ميل کردن
کلمات مشابه

tend 1 : (وسايل چيزى را )فراهم کردن ،کمک کردن ،کشيده شدن ،منجر شدن ،مايل بودن

tend 2 : نگهدارى کردن از،توجه کردن ،پرستارى کردن ،مواظب بودن ،مواظبت کردن از

tend to : مايل بودن

tendance : توجه ،مراقبت ،مواظبت ،پرستارى ،حضور

tenddy boy : مزلف

معنی tend به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق ساختار سرمایه
دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق روش های تأمین مالی
دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق دانش مداری سازمان
دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق خصوصی سازی بیمه
دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق شرکت های تعاونی
دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق ارزش ویژه برند داخلی سازمان
دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق ارزش برند
دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق کانال های توزیع
دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق نقدشوندگی