لغات مشابه
textural : بافتنى ،منسوج ،بافته

texture : بافت , تاروپود , پارچه منسوج

texture of soil : عمران : بافت خاک

Teymur : تيمور

th : مخفف:، (انجیل)رجوع شود به: thessalonians، (شیمی) نشان توریم (thorium)

Thai : تايلندي

Thailand : تايلند

thalaesic : زيست شناسى : دريايى

thalassa : نجوم : تالاسا

thalassic : دريايى ،اقيانوسى ،مربوط به دريا ياخليج ،بحرى

thalassocracy : حکومت بر درياها،سلطه دريايى ،درياسالارى

thalassocrat : فرمانرواى درياها،مسلط بر دريا

thalassophobia : روانشناسى : دريا هراسى

thaler : يکنوع سکه بزرگ نقره المانى

thallic : (ش ).مربوط به تاليوم وترکيبات ان

thallogenous : ايجاد کننده تاليوم

thalloid : (گ.ش ).ريسه اى شکل ،ريسه اى ،ساقه اى

thallophyta : ريسه داران

thallophyte : (گ.ش ).ريسه دار،از جنس ريسه داران

thallous : (ش ).مربوط به تاليوم

thallus : ريسه

than : از , غير از

thanatology : روانشناسى : مرگ شناسى

thanatomania : روانشناسى : مرگ خواهى

thanatophobia : روانشناسى : مرگ هراسى

thane : قديم انگليس

thaneship : مقام خاني

thank : شکر گذاردن , سپاسگزاري کردن , اظهارتشکر , شکرگزاري کردن

thank God : خداراشکر , بحمدالله , خدا را شکر

thank tou for that book : خواهش دارم ان کتاب را به من بدهيد( پس از گرفتن ) متشکرم

thank you : مرسي , دست شما درد نکند

thank you very much : خيلى متشکرم ،بسيار ممنونم

thanker : سپاسگزار

thankful : سپاسگزار , متشکر , ممنون , شاکر , دعاگو , شکرگزار , شکور

thankfully : ممنونا

thankfulness : شکران

thanking : تشکر

thankless : ناممنون

thanks : سپاسگزارى ،اظهار امتنان ،در سايه ،در نتيجه

thanks to..... : در نتيجه ،در سايه

thanksgiving : شکرگزاري , شکر گزاري

thanksgiving day : (امر ).چهارمين پنجشنبه ماه نوامبر،روزشکرگزارى

thankworthy : قابل شکر , قابل تشکر

that : آن , که , اين که

that article is not g. : اين کالابدل است

that book : ان کتاب ،اين کتاب

that book will immortalize him : ان کتاب نام اورا تا جاويدان زنده نگاه خواهد داشت

that borders upon madness : اينکاربديوانگى مى ماند

that bridge has 3 openings : ان پل سه چشمه يا دهانه دارد

that business does not p : به منتظرشدنش مى ارزد،صبرکردنش ارزش دارد

that city lies in ruins : ان شهر خراب( خرابه ) است

that depends : معلوم نيست ،تا چه شرايطى درکار باشد

that does not f. : اين دليل نميشود

that far : بان دورى

that fauit will right itself : اين عيب رفع( يا اصلاح ) خواهد شد

that first spring to the mind : قانون ـ فقه : متبادر به ذهن

that fruit packs easily : ان ميوه را باسانى ميتوان توى ظرف يا حلبى ريخت

that hat does not become you : اين کلاه به شما نمى ايد

that i snot in keepingwith our : اين بانظرماوفق نميدهد،اين مطابق نظريه مانيست

that in nothing to me : بمن مربوطنيست ،پيش من چيزى نيست ،براى من اهميتى ندارد

that insult : اين توهين اوراسخت ازرده کرد

that is : يعني

that is (to say) : يعنى

that is a : همين است ،همين بود

that is a good idea : خوب فکرى است ،خوب نظرى است

that is a matter of habit : موضوع عادت است ،کار عادت است

that is a thing : اين امرى است عليحده ،اين چيزديگراست

that is a to our purpose : اين مخالف منظورماست

that is about the size of it : همينطور است ،حقيقت امر اين است

that is all : والسلام

that is an offences to moralit : لطمه به خلاق ميزند درعالم اخلاق خطاست

that is beyond my duty : اين از وظايف من خارج است

that is his look : اين کار وابسته بخود اوست

that is i. to this purpose : براى اين مقصود مناسب ياکافى نيست

that is it : همين است ،درست است

that is my book : اين( يا ان ) کتاب من است

that is no bed of roses : اش دهن سوزى نيست ،شيره گلو سوزى نيست

that is no great work : اين( چندان ) کار بزرگى نيست

that is no new : اينکه خبر تازه اى نبود

that is not fair : اين انصاف نيست

that is not it : اين نيست

that is not my a : اين کارمن نيست

that is not of the question : اين خارج ازموضوع است( ياقابل بحث نيست)

that is not the case : مطلب چنين نيست

that is not the proposition : موضوع چيز ديگر است ،موضوع اين نيست ،مسئله چيز ديگر است

that is not the question : موضوع اين نيست

that is not the word for it : لغتش اين نيست

that is nothing like it : هيچ به ان نمى ماند،هيچ شباهتى بدان ندارد

that is taken for granted : بديهى است ،محتاج بدليل نيست

that is to say : يعنى ،بدين معنى که ،اقلا،لا اقل

that is wrong : غلط است ،درست نيست

that is your duty and not mine : اين وظيفه شماست ،نه وظيفه من

that much : انقدر

that must be observed : قانون ـ فقه : واجب الرعايه

that once : همين يکبار،همان يک بار

that one : ان يکى

that place : آنجا

that point was of p interest : ان نکته جالبيست ويژه اى داشت

that right inheres in him : ان حق باو تعلق ميگيرد،اين حق اوست

that was a but funny : اين ابداخنده دارنبود

that was a quasi war : جنگ واقعى نبود -چيزى مانندجنگ بود

that was said above : که دربالاگفته شد،که درفوق گفته شد

that watch is a good t. k : ان ساعت خوب کارمى کند

that way : اينطرفي

that which : آنکه , همانچه , آنچه

that will not serve ourp : اين به کارمانخواهد خورد،اين مقصودمارا انجام نخواهد داد

that woman was in keeping : ان زن رانشانده بودند

that word is obsolescent : ان واژه کم کم دارد مهجور( يا کهنه ) ميشود

thatch : کاه اندود کردن , کاه پوش کردن

thatching : توفال کوبي , توفال سقف

thaumaturge : کسيکه که کارهاى خارق العاده ومعجزه نما ميکند،خرق عادت کن

thaumaturgic : مربوط به معجزه يا کار خارق العاده ،خارق العاده ،سحر

thaumaturgy : جادو،کار خارق العاده ،خرق عادت ،معجزه ،اعجاز

thaw : آب کردن , آب شدن

thawed : آب شده

thawing : معمارى : اب شدن يخ يا برف

the : حرف تعريف براى چيز يا شخص معينى

the (bottomless)pit : هاويه ،چاه دوزخ ،چاه جهنم

the (great)powers : دولت هاى بزرگ ،دول معظمه

the (indian)weed : تنباکو،توتون

the (temperance)pledge : پسمان دست کشيدن از ميگسارى ،قول نخوردن نوشابه

the 12 tribes : اسباط 12 گانه( يهود)

the 5th inst : پنجم همين ماه ،پنجم بماه جارى

the 6th class p : برنامه دانشپايه ششم

the a invoice : صورت حساب ضميمه

the a merchant : سوداگر معمولى

the a of a book : خوانندگان کتابى

the a of a trans lation : درستى ترجمه ،صحت ترجمه

the a of chirst : ظهورمسيح

the a of days : خداى ازلى ،خداى سرمدى ،قديم الايام

the a of infancy : دوره بچگى

the a of life : شام عمر

the a of the army : پيشرفت ارتش

the a of the lives : کارجگر

the a party : طرف مخالف ،مدعى خصم

the a season : فعل اينده ،موسم اينده

the a.of boreign words : اقتباس ياگرفتن لغات بيگانه

the abdominal region : ناحيه شکم

the abode of islam : قانون ـ فقه : دارالاسلام

the abode of war : قانون ـ فقه : دارالحرب

the above figures : ارقام بالا،بالاتر،برتر

the above was a summary : مراتب فوق ،انچه دربالاگفته شد

the abrasion ofacoin : سائيدگى سکه

the acme of eminece : اوج رفعت

the act of chewing : کارياعمل جويدن

the active powers of the mind : قواى عامله متحر

the active voice : فعل معلوم

the advantages of marriage : فوائد عروسى

the adventures of ali baba : سرگذشت على بابا

the african savages : وحش هاى افريقا

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:



دانلود ترجمه کتاب read this 1