معنی the shell of a mollusk

the shell of a mollusk
صدف
کلمات مشابه

the shell of an egg : پوست تخم مرغ

the ship is hull down : کشتى چندان دوراست که تنه ان پيدا نيست

the ship is in d. : کشتى در خطراست

the ship leaks : کشتى اب تو ميدهد

the ship struck a arock : کشتى بسنگ خورد،کشتى باصخره تصادم کرد

the ship was hulled : تنه کشتى اسيب ديد يا سوراخ شد

the ship was snagged : کشتى بمانعى گير کرد،کشتى بچيزى خورد

the ship was wrecked : کشتى شکست

the situation promises well : صورت حال مايه اميدوارى است

the sixties : سالهاى ¹ 6تا 69از عمر

the sky is above us : اسمان بالاى سرماست

the smoke culs : درد بصورت مارپيچى بالا مى رود

the smoke goes up the chimney : دودوازدودکش بالامى رود

the social evil : جنده بازى

the society is like a vortex : جامعه مانندگردابى است( که همه چيزرافراميگيرديابخودجلب ميکند)

the soft side of the coat isin : انروى نيم تنه که نرم است تو است

the song of a bird : چهچه مرغ

the sooner the better : هرچه زودتربهتر

the sound of a bugle : صداى شيپور

the source : کامپيوتر : خدمات سودمند اطلاعاتى و قابل دسترس براى مشترکين

معنی the shell of a mollusk به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی