معنی the society is like a vortex

the society is like a vortex
جامعه مانندگردابى است( که همه چيزرافراميگيرديابخودجلب ميکند)
کلمات مشابه

the soft side of the coat isin : انروى نيم تنه که نرم است تو است

the song of a bird : چهچه مرغ

the sooner the better : هرچه زودتربهتر

the sound of a bugle : صداى شيپور

the source : کامپيوتر : خدمات سودمند اطلاعاتى و قابل دسترس براى مشترکين

the south pole : قطب جنوب

the sovereign : پاپ اعظم کشيش بخش درکليساى خاور

the soviet republics : جماهير شوروى

the span of a bridge : چشمه يا دهانه پل

the spinal cord : نخاع ،مغز حرام

the spirit of the law : روح قانون ،جوهر قانون

the staff of old age : عصاى پيرى

the stars twinkle : ستارگان( گويى ) چشمک ميزنند

the state : قانون ـ فقه : of cleanness caused by seminal effusionجنابت

the state of being married : قانون ـ فقه : احصان

the Statue of Liberty : مجسمه آزادي

the statue was well niched : مجسمه خوب در ديوارجا داده شده بود

the stem of a plant : ساقه گياه

the stoics : رواقيون

the stom raged itself out : طوفان( چون بشدت خودرسيد )فرونشست

the stone was worn : سنگ ساييده( يافرسوده ) شد

the storm raved itself out : طوفان غريدوغريدتا فرونشست

the story goes : اورده اند،گويند

the story is at an end : استان به پايان رسيده است

the story is probale : اين داستان راست مينمايد،اين حکايت احتمال داردراست باشد

the strain on a rope : فشارياکششى که بر طنابى وارد ايد

the strangers in tehran : بيگانگان ياخارجى هايى که در تهران هستند

the strap of a stirrup : بند رکاب

the streets are very muddy : خيابانها پراز گل است

the students t. 400 : شاگردان به ¹¹4تن بالغ ميشود

the students total 400 : شماره شاگردابه ¹¹4تن بالغ ميشود( يا سر ميزند)

the styeam : برخلاف جريان اب

the subjunctive mood(or mode) : وجه شرطى

the sublime : چيزهاى بلندوعالى ،بلندى

the substantive verb : فعل بودن

the sugar ran short : قندمان کم امد

the sullens : کج خلقى ،افسردگى

the sun had parched his skin : افتاب پوست تنش را سوزانده بود

the sun is near setting : افتاب نزديک بغروب کردن يا نزديک است غروب کند

the superme court : قانون ـ فقه : ديوانعالى کشور

The Supervisory Committee of OPEC : کميته نظارت بر توليد اعضاي اوپک

the supreme : خداى تعالى ،خداوند متعال ،بارى تعالى ،خداى بزرگ

the supreme being : خداى تعالى

the supreme intelligence : عقل کل

the switch is on : کليد برق باز است ،چراغ برق روشن است ،برق جريان دارد

the t. : رعدزن ،صاعقه انداز

the t. number : شماره کل

the t. population : تمامى نفوس ،کليه جمعيت ،همه مردم

the talnet of the country : مردم با استعداد کشور

the tax in question : قانون ـ فقه : ماليات موضوع بحث

the taxis are on their rank : اتومبيلهاى کرايه اى درايستگاه خود رديف ايستاده اند

the tempter : شيطان ،ديو

the ten plangues of egypt : بلاهاى دهگانه مصر

the ten predicaments : مقولات دهگانه ارسطو،مقولات عشره

the terrestrial : کره زمين

the textile art : بافندگى ،نساجى

the then minister : وزير( ان ) وقت

the thing is : چيزى که هست

the thing sold : قانون ـ فقه : مبيع

the third person : سوم شخص ،غائب

the third watch of the night : پاس سوم شب

the three kingdoms : مولودهاى سه گانه ،مواليد سه گانه( جانور،گياه ،جماد)

the three persons : اقنوم هاى سه گانه ،اقانيم ،پدرو پسر روح القدس بنابرعقيده نصارا

the three powers : قانون ـ فقه : قواى ثلاثه

the ticket : کار شايسته ،کار صحيح

the tide has turned : ورق برگشته است

the tides ids coming up : جزرومد بالامى ايد

the timber warped : تير تاب برداشت ،تيرپيچ خورد

the time arrives that : موقعى مى رسدکه

the time draw near nowrooz : نوروز نزديک است

the tip of the nose : نوک بينى

the tomorrow that never comes : وقت گل نى

the total population : همه جمعيت ،تمامى نفوس ،کليه جمعيت ،همه مردم

the town : گردش وسياخت درشهر

the track of a comet : مسير ستاره دنباله دار

the trail of a meteor : دنباله شهاب

the train runs without a stop : قطار بدون ايست( يا مکث ) ميرود

the transit of a lake : عبورازيک درياچه

the tree sheltered us fromrain : درخت مارا ازباران پناه داد

the tree shoot out brances : ازدرخت شاخه هايى بيرون زد( درخت شاخه دراورد)

the tribes are all up : ايلات همگى ،طغيان کرده اند

the triumphs of science : پيروزيهاى علمى ،فتوحات علم

the troops were scattered : سپاهيان متفرق شدند،عده متفرق شد

the trumpets blows : شيپورها صدا مى کنند

the trusty is that i forgot it : حقيقا امراينست که فراموش کردم ،راستى( را بخواهيد )فراموش کردم

the truth of if is doubted : درحقيقت( يا درست بودن ) ان تردى است ،صحت ان مورد تاييد است

the tule of thumb : قاعده اى که از تجزيه بدست ايد،تجربه

the turkish language : زبان ترکى

the turn of a wheel : گردش چرخ

the twin brothers : دو پيکر،برج جوزا

the two books are a like : باهردويک جورمعامله کردم

the two nodes : عقدتين ،دو گره

the two nostrils : منخرين ،دو سوراخ بينى

the types are inked over : در چاپخانه حروف را مرکب مى زنند

the u kingdom : پادشاهى ،سلطنت ،کشورى که پادشاه داشته باشد

the U.S. : ايالات متحده آمريکا

the underwritten names : نامهاى زيرين ،اسامى اى که درزيرنوشته شده است

the united kingdom : برطانياوايرلند( شمالى) ،انگلستان وايرلند،سلطنت متحده

the United States of America : ايالات متحده آمريکا

the unruly : اندام سر کش

معنی the society is like a vortex به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی