لغات مشابه
the stom raged itself out : طوفان( چون بشدت خودرسيد )فرونشست

the stone was worn : سنگ ساييده( يافرسوده ) شد

the storm raved itself out : طوفان غريدوغريدتا فرونشست

the story goes : اورده اند،گويند

the story is at an end : استان به پايان رسيده است

the story is probale : اين داستان راست مينمايد،اين حکايت احتمال داردراست باشد

the strain on a rope : فشارياکششى که بر طنابى وارد ايد

the strangers in tehran : بيگانگان ياخارجى هايى که در تهران هستند

the strap of a stirrup : بند رکاب

the streets are very muddy : خيابانها پراز گل است

the students t. 400 : شاگردان به ¹¹4تن بالغ ميشود

the students total 400 : شماره شاگردابه ¹¹4تن بالغ ميشود( يا سر ميزند)

the styeam : برخلاف جريان اب

the subjunctive mood(or mode) : وجه شرطى

the sublime : چيزهاى بلندوعالى ،بلندى

the substantive verb : فعل بودن

the sugar ran short : قندمان کم امد

the sullens : کج خلقى ،افسردگى

the sun had parched his skin : افتاب پوست تنش را سوزانده بود

the sun is near setting : افتاب نزديک بغروب کردن يا نزديک است غروب کند

the superme court : قانون ـ فقه : ديوانعالى کشور

The Supervisory Committee of OPEC : کميته نظارت بر توليد اعضاي اوپک

the supreme : خداى تعالى ،خداوند متعال ،بارى تعالى ،خداى بزرگ

the supreme being : خداى تعالى

the supreme intelligence : عقل کل

the switch is on : کليد برق باز است ،چراغ برق روشن است ،برق جريان دارد

the t. : رعدزن ،صاعقه انداز

the t. number : شماره کل

the t. population : تمامى نفوس ،کليه جمعيت ،همه مردم

the talnet of the country : مردم با استعداد کشور

the tax in question : قانون ـ فقه : ماليات موضوع بحث

the taxis are on their rank : اتومبيلهاى کرايه اى درايستگاه خود رديف ايستاده اند

the tempter : شيطان ،ديو

the ten plangues of egypt : بلاهاى دهگانه مصر

the ten predicaments : مقولات دهگانه ارسطو،مقولات عشره

the terrestrial : کره زمين

the textile art : بافندگى ،نساجى

the then minister : وزير( ان ) وقت

the thing is : چيزى که هست

the thing sold : قانون ـ فقه : مبيع

the third person : سوم شخص ،غائب

the third watch of the night : پاس سوم شب

the three kingdoms : مولودهاى سه گانه ،مواليد سه گانه( جانور،گياه ،جماد)

the three persons : اقنوم هاى سه گانه ،اقانيم ،پدرو پسر روح القدس بنابرعقيده نصارا

the three powers : قانون ـ فقه : قواى ثلاثه

the ticket : کار شايسته ،کار صحيح

the tide has turned : ورق برگشته است

the tides ids coming up : جزرومد بالامى ايد

the timber warped : تير تاب برداشت ،تيرپيچ خورد

the time arrives that : موقعى مى رسدکه

the time draw near nowrooz : نوروز نزديک است

the tip of the nose : نوک بينى

the tomorrow that never comes : وقت گل نى

the total population : همه جمعيت ،تمامى نفوس ،کليه جمعيت ،همه مردم

the town : گردش وسياخت درشهر

the track of a comet : مسير ستاره دنباله دار

the trail of a meteor : دنباله شهاب

the train runs without a stop : قطار بدون ايست( يا مکث ) ميرود

the transit of a lake : عبورازيک درياچه

the tree sheltered us fromrain : درخت مارا ازباران پناه داد

the tree shoot out brances : ازدرخت شاخه هايى بيرون زد( درخت شاخه دراورد)

the tribes are all up : ايلات همگى ،طغيان کرده اند

the triumphs of science : پيروزيهاى علمى ،فتوحات علم

the troops were scattered : سپاهيان متفرق شدند،عده متفرق شد

the trumpets blows : شيپورها صدا مى کنند

the trusty is that i forgot it : حقيقا امراينست که فراموش کردم ،راستى( را بخواهيد )فراموش کردم

the truth of if is doubted : درحقيقت( يا درست بودن ) ان تردى است ،صحت ان مورد تاييد است

the tule of thumb : قاعده اى که از تجزيه بدست ايد،تجربه

the turkish language : زبان ترکى

the turn of a wheel : گردش چرخ

the twin brothers : دو پيکر،برج جوزا

the two books are a like : باهردويک جورمعامله کردم

the two nodes : عقدتين ،دو گره

the two nostrils : منخرين ،دو سوراخ بينى

the types are inked over : در چاپخانه حروف را مرکب مى زنند

the u kingdom : پادشاهى ،سلطنت ،کشورى که پادشاه داشته باشد

the U.S. : ايالات متحده آمريکا

the underwritten names : نامهاى زيرين ،اسامى اى که درزيرنوشته شده است

the united kingdom : برطانياوايرلند( شمالى) ،انگلستان وايرلند،سلطنت متحده

the United States of America : ايالات متحده آمريکا

the unruly : اندام سر کش

the upper house : مجلس اعيان يا لردها

the upper lip : لب زبرين

the upper regions : اسمان ،بهشت

the upper storey : اشکوب بالا( يى) ،طبقه فوقانى ،مخ

the urban districts : بخش هاى شهر( ى)

the utility of medicines : سودمندى داروها

the utmost limits : منتها( ى) ،دورترين ،منتهاى کوشش

the utmost love : منتهاى دوستى ،کمال محبت

the uttermost poverty : منتهاى بينوايى

the valley lies below : ده در پايين است

the vanity of the world : پوچى جهان ،فناى دنيا،مزخرفات يا اباطيل دنيا

the vascular system : سلسله اوندهاومجراها

the vault of heaven : گنبد اسمان ،گنبد کبود

the veaael was neaped : کشتى بواسطه فرو کش اب بگل نشست

the veins and arteries : سياهرگهاوسرخرگها،اورده وشرايين

the vertex of an angle : راس زاويه: تارک گوشه

the very last drop : اخرين قطره

the vessel was put a bout : جهت کشتى را تغيير دادند،کشتى را برگردانند

the vicious circle : قانون ـ فقه : دور تسلسل

the victims of the earthquake : اسيب ديگان از زمين لرزه

the violence of a wind : سختى ياتندى باد

the virgin (mary) : مريم باکره

the virtual work method : عمران : روش اصل مجازى کار

the virtue of drugs : خاصيت داروها

the vitreoud humour : رطوبت زجاجيه ،ابگونه شيشه اى

the vocal cord : رباط صوت

the vocative case : حالت ندا،اسم منادى

the volume that preceded : جلد پيش ،جلدى که زودتر يا جلوتر منتشر شد

the vulgar : توده( مردم ) عوام

the waggoner : ممسک الا اعنه

the wain : دب اکبر،خرس بزرگ

the wall : پشت ديوارايستاده بودم

the wares beat the shore : خوردن امواج به ساحل

the warp and ther woof : تاروپود

the watch is warranted : خوبى ساعت( ازطرف کارخانه ) ضمانت شده است

the water supply of tehran : (وسائل ) تهيه اب تهران

the water was overknee : اب از زانو ميگذشت

the wave : دريا

the wave heaves : خيزاب بلندميشودومى افتد

the waves beats or the shore : امواج به ساحل مى کوبد

the waves of the sea : امواج دريا،خيزابهاى دريا

the way to the palace : راه کاخ

the weather inclines to fair : هوا ميخواهد باز شود،هوادارد باز ميشود

the weight is 5 kilogrammes : وزن( ياسنگينى ) ان 5 کيلو گرم است

the weird sisters : تقدير،سرنوشت ،سه جادو،سه ساحره

the well was a bad producer : ان چاه يک چاه نفت خيز خوبى نبود

the wheat was scanted : گندم را کم کم بيرون دادند( که زود تمام نشد)

the while or whilst : (درخلال ) مدتى که

the white house : کاخ سفيد،کاخ ياقصرابيض

the white race : نژادسفيد،نژادابيض

the whole body of a nation : تمامى ،ملت

the whole gang : دارودسته

the whole of morality is there : همه اخلاق همين جا است

the whole world : سراسر جهان ،همه دنيا،تمامى جهان ،تمام دنيا

the widow of the late : زن مرحوم.....

the wind blow over : بادايستاد

the wind drowned the strigs : سازهاى بادى صداى سازهاى سيمى را خفه ميکند

the wind rises : بادوزيدن گرفت ،بادتند( تر )شد( ياميشود)

the wise : عاقلانرا اشاره اى( کافى است)

the wnoke kit of them : دارودسته شان( درمقام تحقير)

the word is sanctioned by use : کثرت استعمال اين واژه راجزواژه هاى درست دراورده است

the work is in full swing : کاربخوبى جريان دارد

the work was paralysed : کار لنگ شد،کارناقص مانده

the work was well paid : مزدخوبى براى اين کارداده شده ،پول خوبى

the world : دنيا

the world and its fullness : جهان وهرچه دراوهست

the world is transitory : جهان ناپايدار است

the worship of god : پرستش يا عبادت خدا

the wound is rankling : زخم چرک کرده است

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:



دانلود ترجمه کتاب read this 1