معنی the t. number

the t. number
شماره کل
کلمات مشابه

the t. population : تمامى نفوس ،کليه جمعيت ،همه مردم

the talnet of the country : مردم با استعداد کشور

the tax in question : قانون ـ فقه : ماليات موضوع بحث

the taxis are on their rank : اتومبيلهاى کرايه اى درايستگاه خود رديف ايستاده اند

the tempter : شيطان ،ديو

the ten plangues of egypt : بلاهاى دهگانه مصر

the ten predicaments : مقولات دهگانه ارسطو،مقولات عشره

the terrestrial : کره زمين

the textile art : بافندگى ،نساجى

the then minister : وزير( ان ) وقت

the thing is : چيزى که هست

the thing sold : قانون ـ فقه : مبيع

the third person : سوم شخص ،غائب

the third watch of the night : پاس سوم شب

the three kingdoms : مولودهاى سه گانه ،مواليد سه گانه( جانور،گياه ،جماد)

the three persons : اقنوم هاى سه گانه ،اقانيم ،پدرو پسر روح القدس بنابرعقيده نصارا

the three powers : قانون ـ فقه : قواى ثلاثه

the ticket : کار شايسته ،کار صحيح

the tide has turned : ورق برگشته است

the tides ids coming up : جزرومد بالامى ايد

the timber warped : تير تاب برداشت ،تيرپيچ خورد

the time arrives that : موقعى مى رسدکه

the time draw near nowrooz : نوروز نزديک است

the tip of the nose : نوک بينى

the tomorrow that never comes : وقت گل نى

the total population : همه جمعيت ،تمامى نفوس ،کليه جمعيت ،همه مردم

the town : گردش وسياخت درشهر

the track of a comet : مسير ستاره دنباله دار

the trail of a meteor : دنباله شهاب

the train runs without a stop : قطار بدون ايست( يا مکث ) ميرود

the transit of a lake : عبورازيک درياچه

the tree sheltered us fromrain : درخت مارا ازباران پناه داد

the tree shoot out brances : ازدرخت شاخه هايى بيرون زد( درخت شاخه دراورد)

the tribes are all up : ايلات همگى ،طغيان کرده اند

the triumphs of science : پيروزيهاى علمى ،فتوحات علم

the troops were scattered : سپاهيان متفرق شدند،عده متفرق شد

the trumpets blows : شيپورها صدا مى کنند

the trusty is that i forgot it : حقيقا امراينست که فراموش کردم ،راستى( را بخواهيد )فراموش کردم

the truth of if is doubted : درحقيقت( يا درست بودن ) ان تردى است ،صحت ان مورد تاييد است

the tule of thumb : قاعده اى که از تجزيه بدست ايد،تجربه

the turkish language : زبان ترکى

the turn of a wheel : گردش چرخ

the twin brothers : دو پيکر،برج جوزا

the two books are a like : باهردويک جورمعامله کردم

the two nodes : عقدتين ،دو گره

the two nostrils : منخرين ،دو سوراخ بينى

the types are inked over : در چاپخانه حروف را مرکب مى زنند

the u kingdom : پادشاهى ،سلطنت ،کشورى که پادشاه داشته باشد

the U.S. : ايالات متحده آمريکا

the underwritten names : نامهاى زيرين ،اسامى اى که درزيرنوشته شده است

the united kingdom : برطانياوايرلند( شمالى) ،انگلستان وايرلند،سلطنت متحده

the United States of America : ايالات متحده آمريکا

the unruly : اندام سر کش

the upper house : مجلس اعيان يا لردها

the upper lip : لب زبرين

the upper regions : اسمان ،بهشت

the upper storey : اشکوب بالا( يى) ،طبقه فوقانى ،مخ

the urban districts : بخش هاى شهر( ى)

the utility of medicines : سودمندى داروها

the utmost limits : منتها( ى) ،دورترين ،منتهاى کوشش

the utmost love : منتهاى دوستى ،کمال محبت

the uttermost poverty : منتهاى بينوايى

the valley lies below : ده در پايين است

the vanity of the world : پوچى جهان ،فناى دنيا،مزخرفات يا اباطيل دنيا

the vascular system : سلسله اوندهاومجراها

the vault of heaven : گنبد اسمان ،گنبد کبود

the veaael was neaped : کشتى بواسطه فرو کش اب بگل نشست

the veins and arteries : سياهرگهاوسرخرگها،اورده وشرايين

the vertex of an angle : راس زاويه: تارک گوشه

the very last drop : اخرين قطره

the vessel was put a bout : جهت کشتى را تغيير دادند،کشتى را برگردانند

the vicious circle : قانون ـ فقه : دور تسلسل

the victims of the earthquake : اسيب ديگان از زمين لرزه

the violence of a wind : سختى ياتندى باد

the virgin (mary) : مريم باکره

the virtual work method : عمران : روش اصل مجازى کار

the virtue of drugs : خاصيت داروها

the vitreoud humour : رطوبت زجاجيه ،ابگونه شيشه اى

the vocal cord : رباط صوت

the vocative case : حالت ندا،اسم منادى

the volume that preceded : جلد پيش ،جلدى که زودتر يا جلوتر منتشر شد

the vulgar : توده( مردم ) عوام

the waggoner : ممسک الا اعنه

the wain : دب اکبر،خرس بزرگ

the wall : پشت ديوارايستاده بودم

the wares beat the shore : خوردن امواج به ساحل

the warp and ther woof : تاروپود

the watch is warranted : خوبى ساعت( ازطرف کارخانه ) ضمانت شده است

the water supply of tehran : (وسائل ) تهيه اب تهران

the water was overknee : اب از زانو ميگذشت

the wave : دريا

the wave heaves : خيزاب بلندميشودومى افتد

the waves beats or the shore : امواج به ساحل مى کوبد

the waves of the sea : امواج دريا،خيزابهاى دريا

the way to the palace : راه کاخ

the weather inclines to fair : هوا ميخواهد باز شود،هوادارد باز ميشود

the weight is 5 kilogrammes : وزن( ياسنگينى ) ان 5 کيلو گرم است

the weird sisters : تقدير،سرنوشت ،سه جادو،سه ساحره

the well was a bad producer : ان چاه يک چاه نفت خيز خوبى نبود

the wheat was scanted : گندم را کم کم بيرون دادند( که زود تمام نشد)

معنی the t. number به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی