لغات مشابه
the train runs without a stop : قطار بدون ايست( يا مکث ) ميرود

the transit of a lake : عبورازيک درياچه

the tree sheltered us fromrain : درخت مارا ازباران پناه داد

the tree shoot out brances : ازدرخت شاخه هايى بيرون زد( درخت شاخه دراورد)

the tribes are all up : ايلات همگى ،طغيان کرده اند

the triumphs of science : پيروزيهاى علمى ،فتوحات علم

the troops were scattered : سپاهيان متفرق شدند،عده متفرق شد

the trumpets blows : شيپورها صدا مى کنند

the trusty is that i forgot it : حقيقا امراينست که فراموش کردم ،راستى( را بخواهيد )فراموش کردم

the truth of if is doubted : درحقيقت( يا درست بودن ) ان تردى است ،صحت ان مورد تاييد است

the tule of thumb : قاعده اى که از تجزيه بدست ايد،تجربه

the turkish language : زبان ترکى

the turn of a wheel : گردش چرخ

the twin brothers : دو پيکر،برج جوزا

the two books are a like : باهردويک جورمعامله کردم

the two nodes : عقدتين ،دو گره

the two nostrils : منخرين ،دو سوراخ بينى

the types are inked over : در چاپخانه حروف را مرکب مى زنند

the u kingdom : پادشاهى ،سلطنت ،کشورى که پادشاه داشته باشد

the U.S. : ايالات متحده آمريکا

the underwritten names : نامهاى زيرين ،اسامى اى که درزيرنوشته شده است

the united kingdom : برطانياوايرلند( شمالى) ،انگلستان وايرلند،سلطنت متحده

the United States of America : ايالات متحده آمريکا

the unruly : اندام سر کش

the upper house : مجلس اعيان يا لردها

the upper lip : لب زبرين

the upper regions : اسمان ،بهشت

the upper storey : اشکوب بالا( يى) ،طبقه فوقانى ،مخ

the urban districts : بخش هاى شهر( ى)

the utility of medicines : سودمندى داروها

the utmost limits : منتها( ى) ،دورترين ،منتهاى کوشش

the utmost love : منتهاى دوستى ،کمال محبت

the uttermost poverty : منتهاى بينوايى

the valley lies below : ده در پايين است

the vanity of the world : پوچى جهان ،فناى دنيا،مزخرفات يا اباطيل دنيا

the vascular system : سلسله اوندهاومجراها

the vault of heaven : گنبد اسمان ،گنبد کبود

the veaael was neaped : کشتى بواسطه فرو کش اب بگل نشست

the veins and arteries : سياهرگهاوسرخرگها،اورده وشرايين

the vertex of an angle : راس زاويه: تارک گوشه

the very last drop : اخرين قطره

the vessel was put a bout : جهت کشتى را تغيير دادند،کشتى را برگردانند

the vicious circle : قانون ـ فقه : دور تسلسل

the victims of the earthquake : اسيب ديگان از زمين لرزه

the violence of a wind : سختى ياتندى باد

the virgin (mary) : مريم باکره

the virtual work method : عمران : روش اصل مجازى کار

the virtue of drugs : خاصيت داروها

the vitreoud humour : رطوبت زجاجيه ،ابگونه شيشه اى

the vocal cord : رباط صوت

the vocative case : حالت ندا،اسم منادى

the volume that preceded : جلد پيش ،جلدى که زودتر يا جلوتر منتشر شد

the vulgar : توده( مردم ) عوام

the waggoner : ممسک الا اعنه

the wain : دب اکبر،خرس بزرگ

the wall : پشت ديوارايستاده بودم

the wares beat the shore : خوردن امواج به ساحل

the warp and ther woof : تاروپود

the watch is warranted : خوبى ساعت( ازطرف کارخانه ) ضمانت شده است

the water supply of tehran : (وسائل ) تهيه اب تهران

the water was overknee : اب از زانو ميگذشت

the wave : دريا

the wave heaves : خيزاب بلندميشودومى افتد

the waves beats or the shore : امواج به ساحل مى کوبد

the waves of the sea : امواج دريا،خيزابهاى دريا

the way to the palace : راه کاخ

the weather inclines to fair : هوا ميخواهد باز شود،هوادارد باز ميشود

the weight is 5 kilogrammes : وزن( ياسنگينى ) ان 5 کيلو گرم است

the weird sisters : تقدير،سرنوشت ،سه جادو،سه ساحره

the well was a bad producer : ان چاه يک چاه نفت خيز خوبى نبود

the wheat was scanted : گندم را کم کم بيرون دادند( که زود تمام نشد)

the while or whilst : (درخلال ) مدتى که

the white house : کاخ سفيد،کاخ ياقصرابيض

the white race : نژادسفيد،نژادابيض

the whole body of a nation : تمامى ،ملت

the whole gang : دارودسته

the whole of morality is there : همه اخلاق همين جا است

the whole world : سراسر جهان ،همه دنيا،تمامى جهان ،تمام دنيا

the widow of the late : زن مرحوم.....

the wind blow over : بادايستاد

the wind drowned the strigs : سازهاى بادى صداى سازهاى سيمى را خفه ميکند

the wind rises : بادوزيدن گرفت ،بادتند( تر )شد( ياميشود)

the wise : عاقلانرا اشاره اى( کافى است)

the wnoke kit of them : دارودسته شان( درمقام تحقير)

the word is sanctioned by use : کثرت استعمال اين واژه راجزواژه هاى درست دراورده است

the work is in full swing : کاربخوبى جريان دارد

the work was paralysed : کار لنگ شد،کارناقص مانده

the work was well paid : مزدخوبى براى اين کارداده شده ،پول خوبى

the world : دنيا

the world and its fullness : جهان وهرچه دراوهست

the world is transitory : جهان ناپايدار است

the worship of god : پرستش يا عبادت خدا

the wound is rankling : زخم چرک کرده است

the wound was healed : زخمش خوب شد

the wound was infected : زخم عفونى شد،زخم اب کشيد

the wrong side of a blanket : پشت پتو

the wronged (one) : مظلوم

the year past : سال گذشته

the youth of the country : جوانان کشور

the youth of the world : روزگارخيلى قديم

the(train) : قطار پستى ،قطار پست بر

theanthropic(al) : خدايى وانسانى ،لاهوتى وانسانى ،مجسم کننده ذات خدادرهيکل انسان

thearchy : حکومت خدايان ،سلسله مراتب خدايان

theater : تماشا خانه , تئاتر

theater in the round : تماشاخانه داراى صحنه مدور

theater of operations : علوم نظامى : صحنه عمليات

theater goer : تماشاخانه رو

theatergoer : شخصى که مکرر به تئاتر ميرود،تماشاخانه رو

theatre : تاتر

theatrical : وابسته به تماشاخانه ،تئاترى ،در خور تماشا

theatrical arts : اجراء نمايش , اجراء نشدني

theatrical gestures : حرکات واداهايى که در خور تماشاخانه باشد

theatricalism : تماشاخانه مسلکي

theatricalize : بروي صحنه آوردن

theatrics : فن نمايش وتاتر

theblood washed away the bridg : سيل پل راخراب کردوبردe

theca : (گ.ش - .ج.ش ).پوشش ،کپسول ،کيسه ،غلاف

thecal : غلاف دار

thecate : غلاف دار

thee : تورا

theft : دستبرد , سرقت

theft and pilferage : بازرگانى : دزدى و دله دزدى

theft bote : قانون ـ فقه : استرداد مال مسروقه از سارق به اين شرط که مال باخته از تعقيب سارق منصرف شود

thegn : قديم انگليس

theholy orders : مراتب روحانيون

theic : شخص زيادچاى خور

thein : ( )theine(ش ).تئين که درچاى يافت ميشود

theine : ( )thein(ش ).تئين که درچاى يافت ميشود

their : آنان , خودشان , آنها , مال ايشان , خود , مال آنها

their customs : رسوم ايشان ،رسومشان

their p was toward the south : چشم اندازانهابسوى جنوب بود

their principal food is rice : خوراک عمده انها برنج است

theirs : مال ايشان3

theism : اعتقاد بخدا،خدا شناسى ،توحيد،يزدان گرايى

theist : خداپرست , معتقد بخدا , خداگراي

theistic : يزدان گرايانه ،خدا پرستانه

theistic (al) : مبنى بر خدا شناسى

them : آنان , آنها

them by his politeness : با ادب خود را طرف توجه قرار داد

thematic : مقاله اي , موضوعي , مربوط بموضوع , مطلبي , فرهشتي

thematic move : ورزش : حرکت تماتيک

theme : فرهشت

theme song : (مو ).ملودى يا قطعه موسيقى تکرار شونده ،قطعه تکرارى

themis : الهه دادگسترى

themselves : خودشان

then : پس , سپس , آنوقتي , آنوقت , بعد , متعلق بان , درآن هنگام , آنگاه , آنگه

thenar : (تش( ).وابسته به )کف دست يا کف پا،برامدگى کف دست

thence : از انجا،از ان زمان ،پس از ان ،از ان جهت ،ديگر

thenceforth : از ان پس ،سپس

thenceforward : از ان پس ،از انجا ببعد،از ان وقت

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

عمر ابزار و عوامل تأثیر گذار بر روی آن
اصول انبارداری و انبارگردانی و آمیخته از انبارداری نوین
کتاب 8 ترفند بازایابی در تلگرام
کتاب اموزش بازاریابی
کتاب تاکتیک های بازاریابی اینترنتی
کتاب بازاریابی شبکه های اجتماعی
کتاب ده اشتباه خطرناک در بازاریاب اینترنتی
کتاب اموزش بازاریابی با پیامک در 24 دقیقه
کتاب بیمه های افاAFA
کتاب رازهای پولسازی با ایمیل مارکتینگ
کتاب مدیریت بازاریابی و فروش
کتاب ساخت کسب و کار فوق العاده
کتاب جامعه شناسی (1)
کتاب تاریخ و ادبیات ایران و جهان (1)
کتاب تاریخ شناسی
کتاب فرانسه (1)
پاورپوینت بررسی حمام گنجعلی خان کرمانی - معماری اسلامی
پاورپوینت بررسی طاق کسری یا ایوان مدائن - معماری اسلامی
پاورپوینت بررسی گنبد قابوس - معماری اسلامی