لغات مشابه
the upper house : مجلس اعيان يا لردها

the upper lip : لب زبرين

the upper regions : اسمان ،بهشت

the upper storey : اشکوب بالا( يى) ،طبقه فوقانى ،مخ

the urban districts : بخش هاى شهر( ى)

the utility of medicines : سودمندى داروها

the utmost limits : منتها( ى) ،دورترين ،منتهاى کوشش

the utmost love : منتهاى دوستى ،کمال محبت

the uttermost poverty : منتهاى بينوايى

the valley lies below : ده در پايين است

the vanity of the world : پوچى جهان ،فناى دنيا،مزخرفات يا اباطيل دنيا

the vascular system : سلسله اوندهاومجراها

the vault of heaven : گنبد اسمان ،گنبد کبود

the veaael was neaped : کشتى بواسطه فرو کش اب بگل نشست

the veins and arteries : سياهرگهاوسرخرگها،اورده وشرايين

the vertex of an angle : راس زاويه: تارک گوشه

the very last drop : اخرين قطره

the vessel was put a bout : جهت کشتى را تغيير دادند،کشتى را برگردانند

the vicious circle : قانون ـ فقه : دور تسلسل

the victims of the earthquake : اسيب ديگان از زمين لرزه

the violence of a wind : سختى ياتندى باد

the virgin (mary) : مريم باکره

the virtual work method : عمران : روش اصل مجازى کار

the virtue of drugs : خاصيت داروها

the vitreoud humour : رطوبت زجاجيه ،ابگونه شيشه اى

the vocal cord : رباط صوت

the vocative case : حالت ندا،اسم منادى

the volume that preceded : جلد پيش ،جلدى که زودتر يا جلوتر منتشر شد

the vulgar : توده( مردم ) عوام

the waggoner : ممسک الا اعنه

the wain : دب اکبر،خرس بزرگ

the wall : پشت ديوارايستاده بودم

the wares beat the shore : خوردن امواج به ساحل

the warp and ther woof : تاروپود

the watch is warranted : خوبى ساعت( ازطرف کارخانه ) ضمانت شده است

the water supply of tehran : (وسائل ) تهيه اب تهران

the water was overknee : اب از زانو ميگذشت

the wave : دريا

the wave heaves : خيزاب بلندميشودومى افتد

the waves beats or the shore : امواج به ساحل مى کوبد

the waves of the sea : امواج دريا،خيزابهاى دريا

the way to the palace : راه کاخ

the weather inclines to fair : هوا ميخواهد باز شود،هوادارد باز ميشود

the weight is 5 kilogrammes : وزن( ياسنگينى ) ان 5 کيلو گرم است

the weird sisters : تقدير،سرنوشت ،سه جادو،سه ساحره

the well was a bad producer : ان چاه يک چاه نفت خيز خوبى نبود

the wheat was scanted : گندم را کم کم بيرون دادند( که زود تمام نشد)

the while or whilst : (درخلال ) مدتى که

the white house : کاخ سفيد،کاخ ياقصرابيض

the white race : نژادسفيد،نژادابيض

the whole body of a nation : تمامى ،ملت

the whole gang : دارودسته

the whole of morality is there : همه اخلاق همين جا است

the whole world : سراسر جهان ،همه دنيا،تمامى جهان ،تمام دنيا

the widow of the late : زن مرحوم.....

the wind blow over : بادايستاد

the wind drowned the strigs : سازهاى بادى صداى سازهاى سيمى را خفه ميکند

the wind rises : بادوزيدن گرفت ،بادتند( تر )شد( ياميشود)

the wise : عاقلانرا اشاره اى( کافى است)

the wnoke kit of them : دارودسته شان( درمقام تحقير)

the word is sanctioned by use : کثرت استعمال اين واژه راجزواژه هاى درست دراورده است

the work is in full swing : کاربخوبى جريان دارد

the work was paralysed : کار لنگ شد،کارناقص مانده

the work was well paid : مزدخوبى براى اين کارداده شده ،پول خوبى

the world : دنيا

the world and its fullness : جهان وهرچه دراوهست

the world is transitory : جهان ناپايدار است

the worship of god : پرستش يا عبادت خدا

the wound is rankling : زخم چرک کرده است

the wound was healed : زخمش خوب شد

the wound was infected : زخم عفونى شد،زخم اب کشيد

the wrong side of a blanket : پشت پتو

the wronged (one) : مظلوم

the year past : سال گذشته

the youth of the country : جوانان کشور

the youth of the world : روزگارخيلى قديم

the(train) : قطار پستى ،قطار پست بر

theanthropic(al) : خدايى وانسانى ،لاهوتى وانسانى ،مجسم کننده ذات خدادرهيکل انسان

thearchy : حکومت خدايان ،سلسله مراتب خدايان

theater : تماشا خانه , تئاتر

theater in the round : تماشاخانه داراى صحنه مدور

theater of operations : علوم نظامى : صحنه عمليات

theater goer : تماشاخانه رو

theatergoer : شخصى که مکرر به تئاتر ميرود،تماشاخانه رو

theatre : تاتر

theatrical : وابسته به تماشاخانه ،تئاترى ،در خور تماشا

theatrical arts : اجراء نمايش , اجراء نشدني

theatrical gestures : حرکات واداهايى که در خور تماشاخانه باشد

theatricalism : تماشاخانه مسلکي

theatricalize : بروي صحنه آوردن

theatrics : فن نمايش وتاتر

theblood washed away the bridg : سيل پل راخراب کردوبردe

theca : (گ.ش - .ج.ش ).پوشش ،کپسول ،کيسه ،غلاف

thecal : غلاف دار

thecate : غلاف دار

thee : تورا

theft : دستبرد , سرقت

theft and pilferage : بازرگانى : دزدى و دله دزدى

theft bote : قانون ـ فقه : استرداد مال مسروقه از سارق به اين شرط که مال باخته از تعقيب سارق منصرف شود

thegn : قديم انگليس

theholy orders : مراتب روحانيون

theic : شخص زيادچاى خور

thein : ( )theine(ش ).تئين که درچاى يافت ميشود

theine : ( )thein(ش ).تئين که درچاى يافت ميشود

their : آنان , خودشان , آنها , مال ايشان , خود , مال آنها

their customs : رسوم ايشان ،رسومشان

their p was toward the south : چشم اندازانهابسوى جنوب بود

their principal food is rice : خوراک عمده انها برنج است

theirs : مال ايشان3

theism : اعتقاد بخدا،خدا شناسى ،توحيد،يزدان گرايى

theist : خداپرست , معتقد بخدا , خداگراي

theistic : يزدان گرايانه ،خدا پرستانه

theistic (al) : مبنى بر خدا شناسى

them : آنان , آنها

them by his politeness : با ادب خود را طرف توجه قرار داد

thematic : مقاله اي , موضوعي , مربوط بموضوع , مطلبي , فرهشتي

thematic move : ورزش : حرکت تماتيک

theme : فرهشت

theme song : (مو ).ملودى يا قطعه موسيقى تکرار شونده ،قطعه تکرارى

themis : الهه دادگسترى

themselves : خودشان

then : پس , سپس , آنوقتي , آنوقت , بعد , متعلق بان , درآن هنگام , آنگاه , آنگه

thenar : (تش( ).وابسته به )کف دست يا کف پا،برامدگى کف دست

thence : از انجا،از ان زمان ،پس از ان ،از ان جهت ،ديگر

thenceforth : از ان پس ،سپس

thenceforward : از ان پس ،از انجا ببعد،از ان وقت

theocentric : متوجه بخدا،خدا گراى ،خدا دوست ،خدا مرکز

theocentricity : توجه بخدا

theocentrism : توجه بخدا

theocrat : خداوند کشور،طرفدار يزدان سالارى

theocratic : مربوط بحکومت خدايى ،مربوط به خدا سالارى

theodicy : اعتقاد بعدالت خدايى

theodo;ite : دوربين مهندسى ،زاويه سنج

theogonic : وابسته به مطالعه وشناسايى اجداد واعقاب خدايان

theogony : نسب نامه خدايان ،مطالعه وشناسايى اجداد واعقاب خدايان

theolog : )theologue(متخصص الهيات ،دانشمند علم دين ،طلبه علوم دينى

theologian : معمم

theologians : الاهيون

theological : لدني

theological rank : اجتهاد

theological school : قانون ـ فقه : مدرسه علوم دينى

theologically : از لحاظ الهيات

theologist : خداشناس

theologize : اجتهاد کردن

theologue : )theolog(متخصص الهيات ،دانشمند علم دين ،طلبه علوم دينى

theology : الاهيات , خدا شناسي , علمالاديان , علم دين , حکمت الهي

theomachy : جنگ خدايان

theomania : روانشناسى : خود خدا انگارى

theomorphic : مانند خدا

theonomous : توسط خدا حکومت واداره شده

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

دانلود اقدام پژوهی بررسی علل اشکالات در املانویسی دانش آموزان و راهکارهای درمان آن در قالب پژوهش
اقدام پژوهی چگونگی تقسیم فرصت یادگیری در کلاسهای چند پایه مقطع ابتدایی
"اقدام پژوهی چگونه توانستم به کمک تکنیک های خلاقیت, وضعیت درس ادبیات دانش آموزان سال سوم راهنمایی را بهبود بخشم"
اقدام پژوهی چگونه با روش های نوین تدریس رفتارهای نامناسب دانش آموزان را تغییر دادم
دانلود اقدام پژوهی چگونه با تلفیق هنر در تدریس درس عربی باعث جذاب شدن این درس شدم
دانلود اقدام پژوهی چگونه توانستم دانش آموزان را به تحقیق و پژوهش در درس مطالعات اجتماعی و دروس دیگر تشویق كنم
دانلود اقدام پژوهی چگونه توانستم دانش آموزان آموزشگاه شهید تقوی را به بازی و مهارت در تربیت بدنی علاقه مند کنم
دانلود اقدام پژوهی چگونه توانستم ناسازگاری دانش آموز علی رابرطرف کنم
دانلود اقدام پژوهی چگونه می توانم مشکل افسردگی دانش آموز رقیه را حل کنم
دانلود اقدام پژوهی چگونه توانم مشکل یادگیری دانش آموزان در درس جغرافیا پایه اول راهنمایی را برطرف کنم
235 سوپر گروه و کانال تلگرام برای کسب درآمد
دانلود چگونه توانستم دانش آموزان آموزشگاه نمونه دولتی ریحان را به درس علوم تجربی و کار گروهی تشویق نمایم
دانلود اقدام پژوهی چگونه توانم مشکل یادگیری دانش آموزان در درس جغرافیا پایه اول راهنمایی را برطرف کنم
تحقیق کنید صفحه 72 کاروفناوری نهم
با اینستاگرام میلیونر شوید
دانلود اقدام پژوهی چگونه انزوا وگوشه گیری حسین را برطرف کنم
"پکیج ، چگونه کلیک ها را به مشتری تبدیل کنیم"
دانلود چگونه می توانم میزان علاقه مندی شاگردانم را به درس ریاضی افزایش دهم
پکیج اشتغال زایی از طریق تلگرام