لغات مشابه
the vocal cord : رباط صوت

the vocative case : حالت ندا،اسم منادى

the volume that preceded : جلد پيش ،جلدى که زودتر يا جلوتر منتشر شد

the vulgar : توده( مردم ) عوام

the waggoner : ممسک الا اعنه

the wain : دب اکبر،خرس بزرگ

the wall : پشت ديوارايستاده بودم

the wares beat the shore : خوردن امواج به ساحل

the warp and ther woof : تاروپود

the watch is warranted : خوبى ساعت( ازطرف کارخانه ) ضمانت شده است

the water supply of tehran : (وسائل ) تهيه اب تهران

the water was overknee : اب از زانو ميگذشت

the wave : دريا

the wave heaves : خيزاب بلندميشودومى افتد

the waves beats or the shore : امواج به ساحل مى کوبد

the waves of the sea : امواج دريا،خيزابهاى دريا

the way to the palace : راه کاخ

the weather inclines to fair : هوا ميخواهد باز شود،هوادارد باز ميشود

the weight is 5 kilogrammes : وزن( ياسنگينى ) ان 5 کيلو گرم است

the weird sisters : تقدير،سرنوشت ،سه جادو،سه ساحره

the well was a bad producer : ان چاه يک چاه نفت خيز خوبى نبود

the wheat was scanted : گندم را کم کم بيرون دادند( که زود تمام نشد)

the while or whilst : (درخلال ) مدتى که

the white house : کاخ سفيد،کاخ ياقصرابيض

the white race : نژادسفيد،نژادابيض

the whole body of a nation : تمامى ،ملت

the whole gang : دارودسته

the whole of morality is there : همه اخلاق همين جا است

the whole world : سراسر جهان ،همه دنيا،تمامى جهان ،تمام دنيا

the widow of the late : زن مرحوم.....

the wind blow over : بادايستاد

the wind drowned the strigs : سازهاى بادى صداى سازهاى سيمى را خفه ميکند

the wind rises : بادوزيدن گرفت ،بادتند( تر )شد( ياميشود)

the wise : عاقلانرا اشاره اى( کافى است)

the wnoke kit of them : دارودسته شان( درمقام تحقير)

the word is sanctioned by use : کثرت استعمال اين واژه راجزواژه هاى درست دراورده است

the work is in full swing : کاربخوبى جريان دارد

the work was paralysed : کار لنگ شد،کارناقص مانده

the work was well paid : مزدخوبى براى اين کارداده شده ،پول خوبى

the world : دنيا

the world and its fullness : جهان وهرچه دراوهست

the world is transitory : جهان ناپايدار است

the worship of god : پرستش يا عبادت خدا

the wound is rankling : زخم چرک کرده است

the wound was healed : زخمش خوب شد

the wound was infected : زخم عفونى شد،زخم اب کشيد

the wrong side of a blanket : پشت پتو

the wronged (one) : مظلوم

the year past : سال گذشته

the youth of the country : جوانان کشور

the youth of the world : روزگارخيلى قديم

the(train) : قطار پستى ،قطار پست بر

theanthropic(al) : خدايى وانسانى ،لاهوتى وانسانى ،مجسم کننده ذات خدادرهيکل انسان

thearchy : حکومت خدايان ،سلسله مراتب خدايان

theater : تماشا خانه , تئاتر

theater in the round : تماشاخانه داراى صحنه مدور

theater of operations : علوم نظامى : صحنه عمليات

theater goer : تماشاخانه رو

theatergoer : شخصى که مکرر به تئاتر ميرود،تماشاخانه رو

theatre : تاتر

theatrical : وابسته به تماشاخانه ،تئاترى ،در خور تماشا

theatrical arts : اجراء نمايش , اجراء نشدني

theatrical gestures : حرکات واداهايى که در خور تماشاخانه باشد

theatricalism : تماشاخانه مسلکي

theatricalize : بروي صحنه آوردن

theatrics : فن نمايش وتاتر

theblood washed away the bridg : سيل پل راخراب کردوبردe

theca : (گ.ش - .ج.ش ).پوشش ،کپسول ،کيسه ،غلاف

thecal : غلاف دار

thecate : غلاف دار

thee : تورا

theft : دستبرد , سرقت

theft and pilferage : بازرگانى : دزدى و دله دزدى

theft bote : قانون ـ فقه : استرداد مال مسروقه از سارق به اين شرط که مال باخته از تعقيب سارق منصرف شود

thegn : قديم انگليس

theholy orders : مراتب روحانيون

theic : شخص زيادچاى خور

thein : ( )theine(ش ).تئين که درچاى يافت ميشود

theine : ( )thein(ش ).تئين که درچاى يافت ميشود

their : آنان , خودشان , آنها , مال ايشان , خود , مال آنها

their customs : رسوم ايشان ،رسومشان

their p was toward the south : چشم اندازانهابسوى جنوب بود

their principal food is rice : خوراک عمده انها برنج است

theirs : مال ايشان3

theism : اعتقاد بخدا،خدا شناسى ،توحيد،يزدان گرايى

theist : خداپرست , معتقد بخدا , خداگراي

theistic : يزدان گرايانه ،خدا پرستانه

theistic (al) : مبنى بر خدا شناسى

them : آنان , آنها

them by his politeness : با ادب خود را طرف توجه قرار داد

thematic : مقاله اي , موضوعي , مربوط بموضوع , مطلبي , فرهشتي

thematic move : ورزش : حرکت تماتيک

theme : فرهشت

theme song : (مو ).ملودى يا قطعه موسيقى تکرار شونده ،قطعه تکرارى

themis : الهه دادگسترى

themselves : خودشان

then : پس , سپس , آنوقتي , آنوقت , بعد , متعلق بان , درآن هنگام , آنگاه , آنگه

thenar : (تش( ).وابسته به )کف دست يا کف پا،برامدگى کف دست

thence : از انجا،از ان زمان ،پس از ان ،از ان جهت ،ديگر

thenceforth : از ان پس ،سپس

thenceforward : از ان پس ،از انجا ببعد،از ان وقت

theocentric : متوجه بخدا،خدا گراى ،خدا دوست ،خدا مرکز

theocentricity : توجه بخدا

theocentrism : توجه بخدا

theocrat : خداوند کشور،طرفدار يزدان سالارى

theocratic : مربوط بحکومت خدايى ،مربوط به خدا سالارى

theodicy : اعتقاد بعدالت خدايى

theodo;ite : دوربين مهندسى ،زاويه سنج

theogonic : وابسته به مطالعه وشناسايى اجداد واعقاب خدايان

theogony : نسب نامه خدايان ،مطالعه وشناسايى اجداد واعقاب خدايان

theolog : )theologue(متخصص الهيات ،دانشمند علم دين ،طلبه علوم دينى

theologian : معمم

theologians : الاهيون

theological : لدني

theological rank : اجتهاد

theological school : قانون ـ فقه : مدرسه علوم دينى

theologically : از لحاظ الهيات

theologist : خداشناس

theologize : اجتهاد کردن

theologue : )theolog(متخصص الهيات ،دانشمند علم دين ،طلبه علوم دينى

theology : الاهيات , خدا شناسي , علمالاديان , علم دين , حکمت الهي

theomachy : جنگ خدايان

theomania : روانشناسى : خود خدا انگارى

theomorphic : مانند خدا

theonomous : توسط خدا حکومت واداره شده

theonomy : حکومت خدايى ،کشورى که خدا پادشاه ان باشد

theophanic : وابسته به تجلى خدا به انسان

theophany : تجلى خدا به انسان ،ظهور خدا به انسان

theophobia : روانشناسى : خدا هراسى

theorem proving : کامپيوتر : اثبات نظريه

theorematic : متضمن برهان

theoretic : نظرى ،علمى

theoretic and practical : علمى وعملى

theoretical : نظري

theoretical chemistry : شيمى : شيمى نظرى

theoretical gravity : علوم هوايى : گرانش تئورى

theoretical pitch : علوم هوايى : گام تئوريک

theoretical plate : شيمى : بشقابک نظرى

theoretical rising : علوم دريايى : طلوع نظرى

theoretical setting : علوم دريايى : غروب نظرى

theoretical span : معمارى : دهانه نظرى

theoretical type : روانشناسى : سنخ نظرى

theoretical value : روانشناسى : مقدار نظرى

theoretically : از لحاظ فرض علمى

theoretician : تئوريسين , نگرشگر

theoretics : تحقيقات نظرى در علوم

theoric : وجوهى که در يونان باستان جمع ميکردند... رفتن به تماشاخانه هاکمک کنند

theorism : ستدلال نظري

theorist : نگرشگر

theorization : نگرشگري , استدلال نظري

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

دانلود پاورپوینت موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان مازندران 36 اسلاید
دانلود پاورپوینت نحوه ساخت صفحات PHP و گزارش كار 10 اسلاید
دانلود پاورپوینت نرم افزار office 26 اسلاید
دانلود پاورپوینت نرم افزار حسابداری و انبارداری فروشگاهی فارسیكام 21 اسلاید PPT
دانلود پاورپوینت نظام جامع اتوماسیون سازمان تامین اجتماعی 26 اسلاید
دانلود پاورپوینت نقش حجاری شده شناگر بر روی سنگ 11 اسلاید
دانلود پاورپوینت نقش كلسترول در بیماری های عروق قلب 7 اسلاید
دانلود پاورپوینت نقش همراه و همسر 19 اسلاید
دانلود پاورپوینت نقش پوزیشن در اختلالات لیبر و زایمان 45 اسلاید
دانلود پاورپوینت نماتد غده و ریشه 19 اسلاید
دانلود پاورپوینت نورواندوکرینولوژی لیبر و زایمان 17 اسلاید
دانلود پاورپوینت نگاهی به سیر صعودی معماری كامپیوتر 48 اسلاید
دانلود پاورپوینت نیایش آب 77 اسلاید PPT
دانلود پاورپوینت هوش های چندگانه 23 اسلاید
دانلود پاورپوینت ویژگی های مدیریت کارآفرینی 106 اسلاید
دانلود پاورپوینت یک حافظه ثانوی باند مغناطیسی 13 اسلاید
دانلود پاورپوینت یک حافظه ثانوی دیسک نوری 12 اسلاید
پاورپوینت تکنیک FMEA و کاربرد آن در صنعت
پاورپوینت مسجدالاقصی یا قبه الصخره