لغات مشابه
thin window display : کامپيوتر : نمايشى يک خطى که روى صفحات کليد و کامپيوترهاى دستى بکار مى رود

thin bearded : کوسه , تنک ريش

thin plate battery : الکترونيک : باترى صفحه نازک

thine : مال تو

thing : شيء , چيز , شيئي

thing claimed : مدعابه

thing in itself : (فلسفه )حقيقت غايى ،شى ء در نفس خود

things : لوازم , اشياء

things have come to a pretty : کاربجاى باريک رسيده است ،کارو بار خراب است

things have come to a pretty pass : کار بجاى باريک رسيده است

things hired : قانون ـ فقه : اعيان مستاجره

things were at the(ir) worst : مغلوب کردن

thingummy : چيز،همان ،اسمش

think : سر بجيب فرو بردن , انديشه کردن , سگاليدن , نظريه دادن , پنداشتن , انديشيدن , تفکر کردن , تفکر نمودن , متفکر شدن

think it over : در اين خصوص فکرکنيد

think piece : (ز.ع ).مقاله خبرى اميخته با افکار وتفسيرات نويسنده

think well of : خوش گمان بودن به

thinkable : قابل فکر

thinker : فکور , متفکر , انديشمند , فکر کننده

thinking : تعقل

thinking cap : طرز تفکر

thinking type : روانشناسى : سنخ انديشه ورز

thinly : به طور نازک ،کم

thinly populated : کم جمعيت

thinner : کم کننده

thinness : لاغري , نازکي , نحيفي

thinning : علوم مهندسى : رقيق گردانى

thinnish : نسبتا لاغر

thinnre : علوم هوايى : رقيق کننده

thiocarbonyl group : شيمى : گروه تيوکربونيل

thionic : گوگردى

third : ثالث , سوم , نزست , يک سوم , سومين

third area conflict : علوم نظامى : جنگ در منطقه اى غير از سرزمين دو طرف جنگ مبارزه در کشور سوم

third base : موضع بازيکن براى دفاع منطقه دورپايگاه سوم در بازى بيس بال

third brush generator : الکترونيک : دينام با زغال اضافى

third brush regulation : الکترونيک : تنظيم با زغال اضافى

third class : درجه سوم , بليط درجه

third class road : عمران : جاده درجه سه

third degree : درجه سوم ،رتبه سوم

third dimension : ضخامت ،کلفتى ،وابسته به بعد سوم

third estate : (طبقه )عوام

third gear : دنده سه

third generation : کامپيوتر : نسل سوم

third generation computers : کامپيوتر : کامپيوترهاى نسل سوم

third long period : شيمى : تناوب بزرگ مرتبه سوم

third man : ورزش : محل توپگير دور از توپزن کريکت

third order reaction : شيمى : واکنش مرتبه سه

third party : شخص ثالث

third party lease : کامپيوتر : توافقنامه اى که بوسيله ان يک شرکت مستقل تجهيزاتى را از سازنده خريده و به استفاده کننده کرايه مى دهد

third party vendor : کامپيوتر : فروشنده دسته سوم

third person : سوم شخص

third person of a transfer : قانون ـ فقه : محال عليه

third rater : درجه سوم

third ventricle : (تش ).بطن ميانى مغز

third world : بازرگانى : جهان سوم

third world countries : بازرگانى : کشورهاى جهان سوم

third world economies : بازرگانى : اقتصاد کشورهاى جهان سوم

third class lever : ورزش : اهرم نوع سوم

thirdly : ثالثا

thirl : حفره ،پنجره ،لرزش ،طنين ،سوراخ سوراخ کردن ،دريدن ،گرفتار کردن ،محدود کردن

thirst : عطش , تشنگي , تشنهبودن

thirst for glory : ارزوى جاه وجلال

thirster : تشنه

thirstily : با حالت تشنگى

thirsty : بي آب , عطش دار , تشنه

thirteen : سيزده

thirteenth : سيزدهمين ،يک سيزدهم

thirtieth : سى امين ،يک سى ام

thirty : سي , عدد سي

thirty first : سى ويکم ،سى ويکمين

thirty two bit chip : کامپيوتر : تراشه 32 بيتى

thirty degree cut : الکترونيک : برش ¹ 3درجه

thirty thirty(30 30) : ورزش : تفنگ با فشنگ کاليبر ¹ 3با باروت ¹3

this : اين , هذ

this act provoked my inquiry : اين کار موجب پرسش من است

this book is yours : اين کتاب مال شما ست

this country breeds poets : اين کشورشاعر مى پرورد

this d. a week : يک هفته از امروز

this da y month : يک ماه ديگر از امروز

this day : امروز،اين روز

this duty precedes all others : اين وظيفه مقدم بر همه وظايف ديگر است

this earthly round : زمين ،گيتى

this game is proper to spring : اين بازى مخصوص بهار است

this ground rides soft : اين زمين براى سوارى نرم است

this house belong tome : اين خانه متعلق بمن است

this is a fool to that : اين دربرابران هيچ است

this is better than that : اين ازان بهتراست

this is inferior to that : اين ازان( يانسبت به ان ) پست تر يا بدتر است

this line does not scan : وزن اين شعر با تقطيع معلوم ميشودکه درست نيست

this line is p to that plane : اين خط نسبت به ان سطح عموداست

this line lies north : اين خط شمالى( و )جنوبى است

this man is mad : اين مرد ديوانه است

this mine prospects well : اين کان مايه اميدوارى است

this morning : امروز بامداد،امروزصبح

this much : همينقدر , اينقدر

this much that much : اين قدر،انقدر

this once : همين يکبار

this place : اينجا

this play does not stage well : اين داستان خوب در نمايش در نمى ايد

this proverb is not a to him : اين مثل شامل حال اونيست

this report is incredible : اين گزارش را نميتوان باور کرد

this same : همان ،همين

this side : اينسو , اينطرف

this soup is mere wash : اين سوپ خيلى رقيق است ،اب زيپواست

this story is improbable : اين داستان راست نمى نمايد،اين داستان بعيد بنظر ميرسد

this ticket admits one : با اين بليط يک تن را اجازه دخول مى دهند

this tooth is very painful : اين دندان خيلى درد ميکند

this was a lesson for him : اين براى او عبرت شد

this way : بدين وسيله , از اين طريق

this wayŠplease : ازاين راه بفرماييد

this will a for a handle : بکارمن نمى خورد،بدرمن نمى خورد

this wind preludes thunder : اين باد مقدمه رعد است

this word means a dog : اين واژه يعنى سگ ،معنى اين کلمه سگ است

this word occurs in gulistan p : اين واژه درهمه جاى گلستان ديده مى شود

this work is not painsworthy : اين کار بزحمتش نمى ارزد

this work is palling on me : اينکاردارد براى من خسته کننده يابيمزه ميشود

this world of ours : اين جهان ما

this year : امسال

thistle : (گ.ش ).خار،بوته خار،باد اور،شوک مبارک ،تاتارى

thistledwon : زائده پر مانند خار،کرک هاى روى خار

thither : به آنجا , به آنطرف

thitherto : تا ان زمان ،تا ان موقع ،تاقبل از ان

thitherward : )=thitherwards(بانطرف ،بدانسو

thitherwards : )=thitherward(بانطرف ،بدانسو

thixotropy : شيمى : تيکسوتروپى

tho : اهل تونکن شمالى( در چين)

thole pin : علوم نظامى : محور جاپارويى

tholepin : ميل پاروگير،اهرم لوله توپ

tholos=tholus : معمارى : ساختمان گنبدى شکل

Thomas : توماس

thomas converter : علوم مهندسى : مبدل توماس

Thompson : تامپسن

thomson atom : شيمى : اتم تامسون

thong : قيش ،شلاق زدن ،باتسمه بستن

thoracic : صدري

thoracic duct : (تش ).مجراى سينه ،مجراى صدرى

thoracotomy : عمل جراحى شکافتن جدار سينه

thorax : قفسه سينه

thorn : شوک , موجب ناراحتي , سرتيز , خار , تيغ دار کردن

thorn apple : تاتوره

thorn forest : معمارى : خار بيشه

thorn of the sewwt lote : خار مغيلان

thorn picker : خار کن

thornapple : تاتوره

thornback : (ج.ش ).ماهى پهن چهارگوش خاردار

thornbush : (گ.ش ).بوته خاردار،بوته خار،تمشک جنگلى

thornless : بي خار

thornlike : خارمانند

thorny : تيغ تيغي , تيغستان , خار خار , خاردار

thoro : ( )=thorough(امر ).کامل ،تمام وکمال

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پاورپوینت روشهای تحلیل سازه ها
پاورپوینت ایمنی در كارگاه
پاورپوینت ریسک و بازده بر اساس مدلهای توسعه یافته قیمت گذاری دارایی سرمایه ای
پاورپوینت مقدمه ای بر مدیریت مالی استراتژیک
پاورپوینت فناوری وایمکس
پاورپوینت آموزش عکاسی پرتره عکاسی پرتره به معنای عکاسی
پاورپوینت استراتژی های بازاریابی و فروش در شرایط بحران
پاورپوینت بحران اقتصاد جهانی
آموزش کنترل کیفیت رنگ های صنعتی
پاورپوینت قانون جرائم رایانه ای Cyber Crimes Low
پاورپوینت حسابداری ملی
پاورپوینت تولید نانو پودر به روش پاشش حرارتی
پاورپوینت محیط سازمان
پاورپوینت شبکه های اجتماعی یا فضای مجازی
پاورپوینت شبکـی اجتماعی فرد یا سازمان وابستگی ها
پاورپوینت معرفی سیستم های ترمز در خودروها
پاورپوینت انرژی زمین گرمایی
پاورپوینت زیر ساخت های کسب و کار الکترونیک در ایران
پاورپوینت شاخص های نوین سنجش عملکرد مالی شرکتها (همراه با مثالهای تشریحی)