معنی this book is yours

this book is yours
اين کتاب مال شما ست
کلمات مشابه

this country breeds poets : اين کشورشاعر مى پرورد

this d. a week : يک هفته از امروز

this da y month : يک ماه ديگر از امروز

this day : امروز،اين روز

this duty precedes all others : اين وظيفه مقدم بر همه وظايف ديگر است

this earthly round : زمين ،گيتى

this game is proper to spring : اين بازى مخصوص بهار است

this ground rides soft : اين زمين براى سوارى نرم است

this house belong tome : اين خانه متعلق بمن است

this is a fool to that : اين دربرابران هيچ است

this is better than that : اين ازان بهتراست

this is inferior to that : اين ازان( يانسبت به ان ) پست تر يا بدتر است

this line does not scan : وزن اين شعر با تقطيع معلوم ميشودکه درست نيست

this line is p to that plane : اين خط نسبت به ان سطح عموداست

this line lies north : اين خط شمالى( و )جنوبى است

this man is mad : اين مرد ديوانه است

this mine prospects well : اين کان مايه اميدوارى است

this morning : امروز بامداد،امروزصبح

this much : همينقدر , اينقدر

this much that much : اين قدر،انقدر

this once : همين يکبار

this place : اينجا

this play does not stage well : اين داستان خوب در نمايش در نمى ايد

this proverb is not a to him : اين مثل شامل حال اونيست

this report is incredible : اين گزارش را نميتوان باور کرد

this same : همان ،همين

this side : اينسو , اينطرف

this soup is mere wash : اين سوپ خيلى رقيق است ،اب زيپواست

this story is improbable : اين داستان راست نمى نمايد،اين داستان بعيد بنظر ميرسد

this ticket admits one : با اين بليط يک تن را اجازه دخول مى دهند

this tooth is very painful : اين دندان خيلى درد ميکند

this was a lesson for him : اين براى او عبرت شد

this way : بدين وسيله , از اين طريق

this wayŠplease : ازاين راه بفرماييد

this will a for a handle : بکارمن نمى خورد،بدرمن نمى خورد

this wind preludes thunder : اين باد مقدمه رعد است

this word means a dog : اين واژه يعنى سگ ،معنى اين کلمه سگ است

this word occurs in gulistan p : اين واژه درهمه جاى گلستان ديده مى شود

this work is not painsworthy : اين کار بزحمتش نمى ارزد

this work is palling on me : اينکاردارد براى من خسته کننده يابيمزه ميشود

this world of ours : اين جهان ما

this year : امسال

thistle : (گ.ش ).خار،بوته خار،باد اور،شوک مبارک ،تاتارى

thistledwon : زائده پر مانند خار،کرک هاى روى خار

thither : به آنجا , به آنطرف

thitherto : تا ان زمان ،تا ان موقع ،تاقبل از ان

thitherward : )=thitherwards(بانطرف ،بدانسو

thitherwards : )=thitherward(بانطرف ،بدانسو

thixotropy : شيمى : تيکسوتروپى

tho : اهل تونکن شمالى( در چين)

thole pin : علوم نظامى : محور جاپارويى

tholepin : ميل پاروگير،اهرم لوله توپ

tholos=tholus : معمارى : ساختمان گنبدى شکل

Thomas : توماس

thomas converter : علوم مهندسى : مبدل توماس

Thompson : تامپسن

thomson atom : شيمى : اتم تامسون

thong : قيش ،شلاق زدن ،باتسمه بستن

thoracic : صدري

thoracic duct : (تش ).مجراى سينه ،مجراى صدرى

thoracotomy : عمل جراحى شکافتن جدار سينه

thorax : قفسه سينه

thorn : شوک , موجب ناراحتي , سرتيز , خار , تيغ دار کردن

thorn apple : تاتوره

thorn forest : معمارى : خار بيشه

thorn of the sewwt lote : خار مغيلان

thorn picker : خار کن

thornapple : تاتوره

thornback : (ج.ش ).ماهى پهن چهارگوش خاردار

thornbush : (گ.ش ).بوته خاردار،بوته خار،تمشک جنگلى

thornless : بي خار

thornlike : خارمانند

thorny : تيغ تيغي , تيغستان , خار خار , خاردار

thoro : ( )=thorough(امر ).کامل ،تمام وکمال

Thorough : تمام عیار

thorough : از اول تا اخر،بطور کامل ،کامل ،تمام

thorough : بطور کامل , تمام وکمال

thorough bred : اصيل ،خوش جنس ،سر کش

thorough going : بى قيد وشرط،مطلق ،تمام وکمال ،مفرط

thorough paced : دقيق گام ،خوش روش ،بهمه جور قدم تربيت شده(اسب)،قابل ،حسابى

thoroughbrace : تسمه چرمى متصل کننده بدنه کالسکه به فنر

thoroughbred horse : اسب اصيل

thoroughfare : شارع عام

thoroughgoing : بسيار دقيق ،تمام وکمال

thoroughly : بخوبي , بالتمام

thoroughness : تماميت ،کمال

thorouly : بخوبي

thorp(e) : دهکده

those : کساني , آن

those are your pencils : اينها( يا انها )مدادهاى شما است

those books are yours : ان کتابها( يا اين کتابها )مال شما است

those elected : قانون ـ فقه : منتخبين

those wearing turbans : معمم

those who : انهايى که ،انانکه

those who desire : مشتهي

those who did not fear won : انهايى که نترسيدندپيروز شدند

thou : توبکسى خطاب کردن ،يک هزار دلار

thou art : تو هستى ،تويى

thou shalt go : خواهى رفت( يعنى بايد بروى)

thou wilt go : خواهى رفت

معنی this book is yours به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی