صفحه اصلی

to breathe ones last
نفس اخر راکشيدن
کلمات مشابه

to breathe out air : دم براوردن

to breed in and in : پيوسته باخويشاوندان پيوندکردن ،باقوم وخويش وصلت کردن

to brew rebellion : توطئه شورش کردن

to bribe to silence : حق سکوت دادن

to brighten up : روشن شدن ،بازشدن( هوا)

معنی to breathe ones last به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود بررسی مصالح و فناوریهای جدید در صنعت ساختمان
دانلود پروژه فولاد
دانلود پروژه ساختمان بتن ارمه
دانلود پروژه دانشجویی راهسازی