صفحه اصلی

to bring good luck
خوش قدم بودن ،خوش يمن بودن ،شگون داشتن
کلمات مشابه

to bring grist to the mill : نان دراب دارد

to bring home : حالى کردن ،ثابت کردن

to bring in : تازه اوردن ،ابداع کردن

to bring in to line : در صف اوردن ،وفق دادن ،موافق ،(به همکارى ) کردن

to bring into contact : تماس دادن ،پيوستن

معنی to bring good luck به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود فایل پاورپوینت فناوری نوین امنیت اطلاعات در فرایند های کسب و کار
دانلود فایل پاورپوینت اختلالات مایع آمنیوتیک
دانلود فایل پاورپوینت مایعات و الکترولیت ها
دانلود فایل پاورپوینت امضای الکتریکی