صفحه اصلی

to bring grist to the mill
نان دراب دارد
کلمات مشابه

to bring home : حالى کردن ،ثابت کردن

to bring in : تازه اوردن ،ابداع کردن

to bring in to line : در صف اوردن ،وفق دادن ،موافق ،(به همکارى ) کردن

to bring into contact : تماس دادن ،پيوستن

to bring into focus : درکانون متمرکزکردن( ياتمرکزدادن)،بکانون يامرکزاوردن

معنی to bring grist to the mill به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود مقاله آشنایی با بانك جهانی
دانلود "مقاله باسالت، خواص و كاربردها"
دانلود مقاله بررسی پروفیل‌های قائم سرعت صوت و تشكیل كانال صوتی در منطقه خلیج فارس
دانلود مقاله بررسی تأثیر موسیقی نظامی بر موسیقی ملی ایران