صفحه اصلی

to bring home
حالى کردن ،ثابت کردن
کلمات مشابه

to bring in : تازه اوردن ،ابداع کردن

to bring in to line : در صف اوردن ،وفق دادن ،موافق ،(به همکارى ) کردن

to bring into contact : تماس دادن ،پيوستن

to bring into focus : درکانون متمرکزکردن( ياتمرکزدادن)،بکانون يامرکزاوردن

to bring into play : بکارانداختن ،دايرکردن

معنی to bring home به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود جزوه چگونه جدول بار جرثقیل (Load chart) را بخوانیم + واژه نامه تخصصی جرثقیل
دانلود کتاب ویژگیها و الزامات ایمنی جرثقیل های متحرک ISC
دانلود دانلود تحقیق نقش اخلاق و تعهدات اخلاقی در اصول حرفه حسابرسی
دانلود دانلود پاورپوینت نقش اخلاق و تعهدات اخلاقی در اصول حرفه حسابرسی