صفحه اصلی

to bring into play
بکارانداختن ،دايرکردن
کلمات مشابه

to bring odium on : مورد نفرت قرار دادن ،ننگين کردن

to bring off : رهانيدن ،نيک انجام ساختن

to bring out : بيرون اوردن ،منتشرکردن

to bring out in relief : برجسته يا روشن کردن

to bring through : خوب انجام دادن ،بهبودى دادن

معنی to bring into play به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود جواب تمرینات کتاب 4 American English File Student book
دانلود "Stand-alone Solar Electric Systems: The Earthscan Expert Handbook for Planning, Design and Installation"
دانلود نمونه قالب و تم پاورپوینت فوق العاده حرفه ای و زیبا برای ارائه پایان نامه
دانلود پروپوزال کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بررسی مسایل و مشکلات روانی-اجتماعی نوجوانان تحت سرپرستی بهزیستی در مقایسه با نوجوانان تحت سرپرستی خانواده