صفحه اصلی

to bring off
رهانيدن ،نيک انجام ساختن
کلمات مشابه

to bring out : بيرون اوردن ،منتشرکردن

to bring out in relief : برجسته يا روشن کردن

to bring through : خوب انجام دادن ،بهبودى دادن

to bring tl light : روشن کردن ،معلوم کردن

to bring to a stop : موقوف کردن ،بس کردن ،جلو( چيزى ) را گرفتن

معنی to bring off به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود پاورپوینت کاشی و سرامیک
دانلود پاورپوینت معماری بیونیک (خفاش و معماری)
دانلود پاورپوینت سقف کرومیت
دانلود پاورپوینت اثر میراگر های اصطکاکی در بادبندها