معنی to carry water in a sieve

to carry water in a sieve
اب درهاون کوبيدن ،ساييدن ،مگس درهوارگ زدن
کلمات مشابه

to carry weight : نفوذ يا اهميت داشتن

to carven meat : گوشت رادرسرسفره خردکردن( وپخش نمودن)

to cash a cheque : چک را نقد کردن

to cast a g. at something : نگ اه مختصرى به چيزى انداختن

to cast a horoscope : طالع ديدن

to cast a lurid light on : بطور ترسناک يا غم انگيز شرح دادن

to cast about : تلاش کردن ،تکادوکردن

to cast aside : دورانداختن ،کنارگذاشتن ،ول کردن

to cast down : خوارکردن ،بزمين زدن

to cast in one lot with others : باديگران سهيم شدن

to cast off : دورانداختن ،ول کردن

to cast oneself down prostrate : بخاک افتادن ،روبزمين ماليدن ،زمين بوسيدن

to cast the g. : بالا اوردن ،قى کردن ،بيزارشدن

to cast the lead : ژرف پيمايى کردن

to cast up : جمع زدن ،حساب کردن

to catch a fly : توپى را ازهواگرفتن ،بل گرفتن

to catch a glimpse of : نگاه مختصرکردن

to catch a likeness : چيزيراديدن ومانند انرادرست کردن

to catch a tartar : با خرس درجوال رفتن

to catch at something : براى رسيدن بچيزى وگرفتن ان کوشش کردن وبدان نزديک شدن

معنی to carry water in a sieve به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی