صفحه اصلی

to live in (or out)
پيش استاد يا کارفرماى خود غذا خوردن
کلمات مشابه

to live in a small way : با هزينه کم و بى سر وصدا زندگى کردن

to live in cloves : روى تشک پرقو زندگى کردن

to live in luxury : با تجمل زندگى کردن ،در نعمت زيستن ،خوش گذرانى کردن

to live in privacy : تنهازيستن

to live in reproach : بخوارى يا مذلت زيستن

معنی to live in (or out) به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود محتوای درمان ماتریکس
دانلود تحقیق سیستم های تجاری
دانلود تحقیق سود و زیان شركتهای سهامی عام
دانلود تحقیق سیستم انباداری
دانلود تحقیق سیستم حقوق و دستمزد شرکت پیشگامان چاپ و نشر
دانلود تحقیق سرمایه گذاری در بورس
دانلود تحقیق سیستم حسابداری
دانلود تحقیق سیستمهای اطلاعاتی حسابداری برای سازمانهای خدماتی و غیرانتفاعی
دانلود تحقیق سیستم استهلاك دارایی ثابت