لغات مشابه
to look daggers : چپ چپ نگاه کردن

to look down : با نگاه مطيع کردن ،پايين امدن ،ارزان شدن

to look fixedly : چشم دوختن ،خيره نگريستن

to look for anything : چيزى گشتن ،چيزيرا جستجو کردن ،منتظر چيزى شدن

to look for work : پى کار گشتن ،عقب کارگشتن

to look forward : جلو( يابه اينده )نگاه کردن ،انتظارداشتن

to look forward to : انتظار داشتن ،استقبال کردن

to look in : سرزدن ،ديدنى ،کوتاه کردن

to look in to : رسيدگى کردن

to look on : تماشا کردن

to look on with : بديده به( چيزى ) نگاه کردن

to look one up and down : کسيرا برانداز کردن ،بالاو پايين کسيرا نگاه کردن

to look oneself again : پشم بازى کردن ،بهبود يافتن

to look out : مواظب بودن ،چشم براه بودن ،منتظر بودن ،اماده بودن ،گوش بزنگ بودن

to look out for squalls : جلوگيرى ازخطرکردن ،مواظب خود بودن

to look over : بازرسى کردن ،صزف نظر کردن از،بخشيدن ،مرور کردن ،يکى يکى ديدن

to look round : اطراف کار را ديدن يا پاييدن ،امکان چيزيى راسنجيدن

to look sharp : شتاب کردن ،جنبيدن ،تيز نگاه کردن ،خوب پاييدن

to look through ones fingers : نگاه دزدانه کردن ،خودرابه نديدن زدن

to look up : پيدا کردن ،نگاه کردن ،جستجو کردن ،احترام گذرادن ،بالارفتن

to lool black : خشمگين يا متغير بنظر امدن

to loose hold : ول کردن

to loosen the purse strings : باز يا( شل ) کردن ،پول خرج کردن

to lop a bout : بيهوده وقت گذراندن

to lose an eye : ازيک چشم نابيناشدن

to lose courage : بى جرات شدن ،ترسيدن

to lose f. : لاغرشدن

to lose face : نام نيک يا اعتبارخودرا ازدست دادن ،پست شدن

to lose ground : پس نشستن ،عقب نشينى کردن

to lose heart : مايوس شدن

to lose interest : بى ميل شدن ،جلب توجه نکردن

to lose ones he : سرخودرابباد دادن ،گيج شدن

to lose patience : شکسبايى را از دست دادن ،بى طاقت شدن ،تاب و توان را از دست دادن

to lose plant : مردن ،پژمرده شدن

to lose scent : گم کردن

to lose the t. of a discourse : رشته سخن را ازدست دادن( يا گم کردن)

to lose way : کند شدن

to lostleather : خراشيدگى در پوست داشتن

to low forth : با نعره ادا کردن

to lrarnt by heart : از بر کردن ،از حفظ کردن

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: