معنی to obtain permission

to obtain permission
اجازه گرفتن ،تحصيل اجازه کردن
کلمات مشابه

to obtaini. on anything : درباره چيزى اگاهى يافتن

to obtrude up (on)a person : سر زده نزد کسى امدن ،مزاحم کسى شدن

to occupy much space : فضاى زيادى را اشغال کردن ،زياد جا بردن ( يا گرفتن)

to off an agreement : قصد خود را براى الغاى قراردادى اگاهى دادن

to off negotiations : اعلان قطع گفتگو يا روابط کردن

to offend against any one : به کسى خلاف کردن

to offer an apology : پوزش خواستن ،عذر خواهى کردن

to offer an excuse : عذر اوردن ،پوزش خواستن ،عذرخواهى کردن ،بهانه انگيختن

to offer an explanation : توضيح دادن

to offer at any thing : بکارى مبادرت ورزيدن ،دست بکارى زدن

to oil butter : کره را اب کردن

to oil the wheels : چرخها را روغن زدن

to omit doing a thing : از کارى فروگذار يا غفلت کردن

to ones cost : به ضرر يا زيان خود شخص

to open fire : شروع به اتش کردن

to open out : بسط دادن ،گستردن ،توسعه دادن ،باز کردن

to open parliament : مجلس را گشودن ،مجلس را افتتاح کردن

to open the ball : اول رقصيدن ،پيش قدم شدن

to open the door to : مجال دادن

to opt between alternatives : يکى از دو شق را برگزيدن ،براى برگزيدن يکى از دو شق اختيار داشتن

معنی to obtain permission به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی