لغات مشابه
to offer an apology : پوزش خواستن ،عذر خواهى کردن

to offer an excuse : عذر اوردن ،پوزش خواستن ،عذرخواهى کردن ،بهانه انگيختن

to offer an explanation : توضيح دادن

to offer at any thing : بکارى مبادرت ورزيدن ،دست بکارى زدن

to oil butter : کره را اب کردن

to oil the wheels : چرخها را روغن زدن

to omit doing a thing : از کارى فروگذار يا غفلت کردن

to ones cost : به ضرر يا زيان خود شخص

to open fire : شروع به اتش کردن

to open out : بسط دادن ،گستردن ،توسعه دادن ،باز کردن

to open parliament : مجلس را گشودن ،مجلس را افتتاح کردن

to open the ball : اول رقصيدن ،پيش قدم شدن

to open the door to : مجال دادن

to opt between alternatives : يکى از دو شق را برگزيدن ،براى برگزيدن يکى از دو شق اختيار داشتن

to orders dinner : دستور ناهار دادن

to orient compound : نسبت اجزاى ترکيبى را با يکديگر تعيين کردن

to orient oneself : چهار سوى خود را پيدا کردن ،جهات چهار گانه خود را تعيين کردن

to our muttons : برگرديم به موضوع خودمان ،سر گوسفند هاى خودمان

to ourn the midnight oil : دود چراغ خوردن ،در شب رياضت کشيدن ،شب نشينى کردن

to out bias : اريب بريدن

to out run the constable : بيش از درامد خرج کردن

to out ward seeming : ظاهرا`،برحسب ظاهر

to outflank an army : گرد سپاهى گشتن و از پهلو بدان تاخت کردن

to outside of : به بيرون از

to over a subject : موضوعى را با خنده بحث کردن

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

  • روز شمار کنکور
  • سراسری 97 : 56 روز