معنی to oil butter

to oil butter
کره را اب کردن
کلمات مشابه

to oil the wheels : چرخها را روغن زدن

to omit doing a thing : از کارى فروگذار يا غفلت کردن

to ones cost : به ضرر يا زيان خود شخص

to open fire : شروع به اتش کردن

to open out : بسط دادن ،گستردن ،توسعه دادن ،باز کردن

to open parliament : مجلس را گشودن ،مجلس را افتتاح کردن

to open the ball : اول رقصيدن ،پيش قدم شدن

to open the door to : مجال دادن

to opt between alternatives : يکى از دو شق را برگزيدن ،براى برگزيدن يکى از دو شق اختيار داشتن

to orders dinner : دستور ناهار دادن

to orient compound : نسبت اجزاى ترکيبى را با يکديگر تعيين کردن

to orient oneself : چهار سوى خود را پيدا کردن ،جهات چهار گانه خود را تعيين کردن

to our muttons : برگرديم به موضوع خودمان ،سر گوسفند هاى خودمان

to ourn the midnight oil : دود چراغ خوردن ،در شب رياضت کشيدن ،شب نشينى کردن

to out bias : اريب بريدن

to out run the constable : بيش از درامد خرج کردن

to out ward seeming : ظاهرا`،برحسب ظاهر

to outflank an army : گرد سپاهى گشتن و از پهلو بدان تاخت کردن

to outside of : به بيرون از

to over a subject : موضوعى را با خنده بحث کردن

معنی to oil butter به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی