معنی to open the ball

to open the ball
اول رقصيدن ،پيش قدم شدن
کلمات مشابه

to open the door to : مجال دادن

to opt between alternatives : يکى از دو شق را برگزيدن ،براى برگزيدن يکى از دو شق اختيار داشتن

to orders dinner : دستور ناهار دادن

to orient compound : نسبت اجزاى ترکيبى را با يکديگر تعيين کردن

to orient oneself : چهار سوى خود را پيدا کردن ،جهات چهار گانه خود را تعيين کردن

to our muttons : برگرديم به موضوع خودمان ،سر گوسفند هاى خودمان

to ourn the midnight oil : دود چراغ خوردن ،در شب رياضت کشيدن ،شب نشينى کردن

to out bias : اريب بريدن

to out run the constable : بيش از درامد خرج کردن

to out ward seeming : ظاهرا`،برحسب ظاهر

to outflank an army : گرد سپاهى گشتن و از پهلو بدان تاخت کردن

to outside of : به بيرون از

to over a subject : موضوعى را با خنده بحث کردن

to over hear any one : سخنان کسى را بطور غير مستقيم يا بدون ميل او شنيدن ،استراق سمع کردن

to overcapitalize a company : سرمايه شرکتى را بيش از اندازه واقعى ان براورد کردن

to overcomein number : بيشتر بودن از

to overdose a patient : داروى زيادى به بيمار دادن يا خوراندن

to overeach oneself : زياد جلو افتادن و خودرا خسته کردن ،از زرنگى انسو افتادن

to overfeed oneself : پر خوردن

to overgrown oneself vref : نسبت به نيروى خود زياد بزرگ شدن

معنی to open the ball به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی