معنی trounce

trounce
شکست دادن ،سخت زدن ،بسختى تنبيه کردن ،سرزنش کردن
کلمات مشابه

troupe : دسته بازيگران ونمايش دهندگان ،بصورت دسته حرکت کردن

trouper : عضو دسته نمايش دهندگان ،سپاهى

troupial : ( )=icterus(ج.ش ).مرغ انجير خوار امريکايى

trouser strap : رکاب شلوار

trousering : پارچه شلوارى

trousers : ازار , شلوار

trousseau : جهاز عروس ،جامه يا رخت عروس

trout : قزل آلا , ماهي قزل آلا

trouty : داراى تعداد زيادى ماهى قزل الا

trouvere : شاعر رزمى شمال فرانسه در سده يازدهم

trove : چيز پيدا شده ،گنجينه ،تحفه

trow : انديشه کردن ،تصور کردن

trowel : ماله کشيدن , بيلچه باغباني , ماله

troweler : ماله کش

troy : وابسته به تروا , تراي

trray : ماندن ،منتظر شدن ،دير کردن ،منتظر( چيزى) شدن

trs 80tm microcomputer : کامپيوتر : ريزکامپيوتر ¹TRS-8

trsdos : کامپيوتر : Tandy Radio Shack Disk Operating Systemسيستم عاملى براى ريزکامپيوتر ¹radio shack TRS-8

truancy : طفره زني

truant : مکتب گريز

معنی trounce به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی