معنی truck 1

truck 1
مبادله کردن ،عوض کردن ،دوره بردن ،با دوره گردى فروختن ،اشغال ،مهمل
کلمات مشابه

truck 2 : بارکش ،واگن روباز،با کاميون بردن ،چرخ باربرى در ايستگاه راه اهن

truck head : علوم نظامى : سکوى نظامى يا بارانداز کنار ايستگاه خودروها

truck loading : عمران : سربار کاميون

truck master : علوم نظامى : مامور يا سرپرست چند کاميون

truck mixer : عمران : بتن سازى که روى کاميون نصب شده است

truck mixing : عمران : مخلوط کردن بتن روى کاميون

truck system : اصول دادن کالا به جاى دستمزد به کارگران

truck trailer : ترايلر کاميون ،ارابه بى موتورى که توسط کاميون برده شود

truckage : مبادله جنسى ،مبادله ،معامله ،بارکشى با کاميون

trucker : راننده کاميون

truckle : چاپلوسى کردن ،با چرخ کوچک مخصوص غلتاندن ،چرخ

truckle bed : )=trundle bed(تختواب کوتاهى که زير تختواب ديگر قرار گيرد

truckler : حرکت دهنده يا غلتاننده چرخ ،چاپ لوس

truckline : سرويس باربرى

truckman : معامله گر،راننده کاميون

truckmaster : شخصى که مامور خريد وفروش ميان سرخ پوستان است

truculence : )truculency(وحشيگرى ،سبعيت ،خشونت

truculency : )truculence(وحشيگرى ،سبعيت ،خشونت

truculent : قصي القلب

trudge : با خستگي راه رفتن

معنی truck 1 به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی