لغات مشابه
twinborn : دوقلو بدنيا امده

twine : بهم بافتن , نخ قند

twine reeler : نخ تاب ،نخ ريس ،ماشين نخ قند درست کنى

twiner : (ريسمان ريسى )چندلا کننده ،چيزى که مى پيچد يا دورميزند،پيچنده

twinflower : (گ.ش).پيچ امين الدوله معطر امريکايى

twing : شاخه کوچک ،ترکه ،فهميدن ،مشاهده کردن

twinge : تير کشيدن , درد شديد , سرزنش وجدان

twingun : علوم نظامى : توپ دو لوله اى

twinkle : چشمک , مژگان راتکان دادن , مژگان بهم زدن

twinkler : چشمک زن ،جرقه زن

twins : روانشناسى : دوقلوها

twirl : چرخش ،گردش ،چرخيدن

twirler : پيچ دهنده ،چرخاننده

twisboat chair : شيمى : قايق - صندلى تابدار

twist : شکنج , پيچ دار کردن , انحنا , پيچش , نورديدن , تافتن , پيچاندن , ماز , پيچ خوردگي , پيچ , خم کردن , تاب دادن , تاب خوردن

twist boat form : شيمى : شکل قايق تابدار

twist of the wrist : تردستى ،استادى

twist(ing) dive : ورزش : هر نوع مسابقه شيرجه توام با چرخش بدن

twist drill : مته اهن سوراخ کن

twisted : تابيده , پيچ خورده , تافته , تابداده , تابدار

twisted pair : کامپيوتر : جفت پيچيده شده

twisted pair cable : کامپيوتر : کابل زوج بهم پيچيده

twisted strata : معمارى : لايه هاى پيچيده

twisted wire : مفتول

twisting : پيچان

twisting vibration : شيمى : ارتعاش رقاصکى

twistor : حافظه پيچشى

twisty : تاب دار،پيچ خورده ،پيچ دار،منحرف ،تابيده

twit : سرزنش کردن ،عيوب يا اشتباهات کسى را ياداور شدن ،سرزنش

twitch : ناگهان کشيدن , منقبض کردن , منقبض شدن

twitch grass : )=twitch(تکان ناگهانى ،ناگهان کشيدن ،جمع شدن ،بهم کشيدن ،گره زدن ،فشردن ،پيچاندن ،سرکوفت دادن ،منقبض شدن ،حرکت يا کشش ناگهانى

twitter : چهچه زدن , هيجان وارتعاش , سرزنش کننده

twitteration : هيجان ،دست پاچگى

twittery : عصبانى ،لرزان ،تحريک شده

twixt : )=betwixt(مابين ،درميان

two : دو , استوار

two address : با دو نشانى

two and twenty : بيست و دو

two and two : دو به دو،دوتا دوتا

two bit : بارزش 25 سنت ،جزيى ،بى اهميت

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: