لغات مشابه
type setter : حروف چين

typeable : )typable(باماشين تحرير نوشتن ،نوشتنى

typeball : کامپيوتر : يک عنصر ضربه زننده ماشين تحرير که شامل تمام کاراکترهاى قابل استفاده مى باشد

typeface : سبک حروف

typegraphy : کامپيوتر : فن چاپ

typematic : کامپيوتر : هر کاراکتر صفحه کليد که تا وقتى بر ان فشار وارد مى شود تکرار مى گردد

typeover : کامپيوتر : توانايى يک چاپگر تماسى در ضربه زدن بيش از يکبار به کاراکتر و در نتيجه ايجاد اثر درشت و برجسته اى از ان روى نسخه چاپى تايپ روى مطلب

typeover mode : کامپيوتر : حالت تايپ روى مطلب

types : انواع

types of burst : علوم نظامى : نوع ترکش

typeset : حروف چيدن

typesetter : حروفچين

typesetting : حروف چيني

typewrite : باماشين تحرير نوشتن

typewriter : ماشين تحرير

typhlitis : اماس روده کور،ورم اعور

typhoid : تيفوئيدى ،وابسته به تيفوئيد،حصبه

typhoid fever : حصبه , مطبقه

typhold : مطبقه ،تيفوييد

typhous : حصبهاي

typhus : تيفوسي , تيفوس

typhus exanthemalicus : محرقه ،تيفوس

typic : نوبتى ،نوبه اى

typical : نوعي

Typical : نمونه ، معمولی

Typical : نمونه ، معمولی

typical galaxy : نجوم : کهکشان نمونه

typical sample : شيمى : نمونه نوعى

typicality : شاخصيت

typically : به طور نمونه يا رمز

typicalness : )typicality(نمونه ،علامت ،شاخصيت ،خصوصيت

typification : علامت سازي , طبقه بندي

typify : نمونه بودن , نمونه دادن

typing : ماشين نويسى

typist : ماشين نويس

typograph : ماشين حروف ريزى وحروف چينى

typographer : چاپچي , مطبعه چي

typographic : چاپي

typology : نوع شناسي , گونه شناسي , نشانه شناسي

typonym : نام نوعى اسم جنس

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: