لغات مشابه
uncritical : غير انتقادي

uncross : نسبت

uncrossed : بسته

uncrown : بى تاج و تخت کردن ،خلع کردن يا شدن

unction : چرب زباني , مداهنه , تلذذ , مرهم گذاري

unctuous : مداهنه آميز

uncultivated : نامزروع , موات , نتراشيده و نخراشيده

uncurl : بي فر شدن

uncurtailed bars : عمران : ارماتور بدون تقليل مقطع

uncus : قلاب ،چنگ ،چنگک ،زائده

uncut : قطع نشده , بريده نشده

undamped : علوم هوايى : نوسان ازاد که تنها به نيروهاى داخلى اينرسى الاستيک و وزن بستگى دارد

undated : بي تاريخ

undaunted : بيباک ،وحشى ،رام نشده ،سرکش ،بى واهمه

undecane : شيمى : اون دکان

undeceive : مبرا از فريب و تزوير کردن ،از فريب اگاهانيدن

undecidable : تصميم ناپذير

undecided : غير مصمم , بي تکليف

undecillion : عدد يک با 36 صفر بتوان2

undecorated : بي پيرايه

undeeded : بصورت سند درنيامده ،در سند قيد نشده ،سند تنظيم نشده

undefeatablity : شکست ناپذيري

undefined entry : فقره تعريف نشده

undefined label : برچسب تعريف نشده

undelete utility : کامپيوتر : برنامه کمکى احياء

undemonstrative : غير مدلل , غيرمثبت

undeniable : انکار ناپذير

undentate : شيمى : تک دندانه

undeprivable : محروم نشدني

under : تحت , دستخوش , مورد , زير , درزير , در زير , کسري دار

under 60 kg : ورزش : ¹ -6کيلوگرم

under 65 kg : ورزش : -65کيلوگرم

under 70 kg : ورزش : ¹ -7کيلوگرم

under 75 kg : ورزش : -75کيلوگرم

under 80 kg : ورزش : ¹ -8کيلوگرم

under a : خردسال ،نابالغ ،صغير

under an obligation : قانون ـ فقه : مشغول الذمه

under arm clear : ورزش : ضربه بلند از پايين دست

under arm low return : ورزش : ضربه کوتاه پايين دست

under arm net shot : ورزش : ضربه کوتاه از نزديک تور

under arm stroke : ورزش : ضربه پايين دست

under arrest : قانون ـ فقه : تحت الحفظ

under bare poles : با دکل خالى بى بادبان

under carriage : علوم هوايى : ارابه فرود

under constraint : مجبور،درفشار

under construction : عمران : دردست ساختمان

under cover : سربسته ،درپاکت

under cover of frind ship : بعنوان دوستى

under cover of letter no : ضمن نامه شماره

under d. : باکراه ،تحت اکراه

under deck : بازرگانى : زير عرشه

under development : عمران : دردست توسعه

under disccussion : مورد بحث

under fire : تيراتش

under foot : درزيرپا،درحيطه اقتدار

under ground mining : عمران : استخراج زيرزمينى

under ground shaft : عمران : چاه کور

under ground survey : عمران : برداشت زيرزمينى

under hand : درنهان ،به پنهانى

under hatches : زير عرشه ،دوراز نظر،مرده

under interdiction : قانون ـ فقه : محجور

under interrogation : تحت بازجويي

under lock and key : زير قفل

under my hand and seal : قانون ـ فقه : به امضا و مهر من

under neath : ورزش : زير حلقه

under pain of death : قانون ـ فقه : با کيفر اعدام

under pledge of secrecy : با اين قول که راز پوشيده بماند،با قول کتمان مطلب

under police surveillance : قانون ـ فقه : تحت نظر پليس

under protection : قانون ـ فقه : تحت الحمايه

under reinforced : عمران : کم ارماتورگذارى شده

under repair : در دست تعمير

under reserve : بازرگانى : تحت تضمين

under restraint : در توقيف ،تحت توقيف ،د ربند

under sail : داراى بادبانهاى گسترده

under sentence of : محکوم به

under signed : قانون ـ فقه : امضا کننده زير

under surveillance : قانون ـ فقه : تحت نظر

under szturated rock : عمران : سنگ زير اشباع

under the attention of : تحت توجه

under the counter : قاچاقى ،داروى بدون نسخه و غير مجاز

under the credit : بازرگانى : تحت اعتبار

under the d. of : به بهانه ،درلفافه

under the guize of : بعنوان ،به بهانه ،درهيئت ،درزى

under the hand of : به امضاى

under the hand of hand : قانون ـ فقه : به امضاى.....

under the lee of : درپناه ،درمايت

under the mask of : به بهانه ،در لفافه

under the name of : تحت عنوان

under the notion of : بعقيده ،بفکر،بعنوان

under the notion that : به تصور اين که

under the ouspices of : درسايه ،درتحت توجهات

under the plea of : بعنوان ،به بهانه

under the presumption that : به گمان اين که

under the pretence of illness : به بهانه نا حوشى

under the pretence that : به بهانه اينکه

under the protection of : تحت حفاظت

under the rose : نهانى ،زير جلى ،محرمانه ،در خفا

under the seway of : تحت حکومت

under the shdow of god : بسايه خدا،در ظل الهى

under the stimulus of hunger : از فشار گرسنگى ،بر اثر گرسنگى

under the sun : در جهان ،در زير افتاب

under the t. of : درزير نفوذ،درتحت تسلط

under the veil of religion : درلفافه مذهب ،بعنوان مذهب ،ببهانه دين

under the weather : درسختى يابدبختى

under these rules : بموجب اين قوانين

under trustee : بازرگانى : تحت امانت

under various titles : به عناوين گوناگون

under way : دردست اقدام

under(onŠupon)the p of : به بهانه ،بعذر

under hand stoping : عمران : رگه شيب دار

under repairing : عمران : دردست تعمير

under secretary : معاون وزارت

underachievement : روانشناسى : کم اموزى

underachiever : روانشناسى : کم اموز

underact : درست انجام ندادن ،از کار کم گذاشتن

underage : فروسال , نابالغ , صغير

underarm : زيربغل

underbaked : نيم پخته ،ناپخته

underbelly : زيرشکم

underbid : (درمناقصه )از همه کمتر قيمت دادن

underbody : زير تنه

underbred : نااصل زاده

underbrush : بوته ،درخت کوچک روينده در زير درخت

undercharge : کم حساب کردن ،کم مطالبه کردن از،کم خرج گذاشتن در ( تفنگ)

underchin : زير فک

underclassman : شاگرد سالهاى اول و دوم دانشگاه

underclothes : لباس زير , زير پيراهني

underclothing : زير پيراهني , لباس زير

undercoat : بتونه کاري کردن , پشم زيرين , بطانه , آستر , زير لايه

undercompounded : الکترونيک : کم ترکيب

underconsumption theory : بازرگانى : نظريه مصرف ناکافى

undercool : خيلى کمتر از ميزان لازم سرد کردن ،فوق العاده سرد کردن

undercover : زيرجلي , زير جلي

undercroft : اتاق کليسا

undercurrent : جريان تحتاني , زير موج , عمل پنهاني

undercut : راسته , پشت مازه

undercutting : بازرگانى : روى دست رفتن

undercutting of commutator : الکترونيک : تراشيدن جابه جاگر

underdeveloped : عقب افتاده , کم توسعه , توسعه نيافته , کم پيشرفت , بي صنعت , بدون ترقي

underdeveloped area : بازرگانى : منطقه توسعه نيافته

underdeveloped areas : قانون ـ فقه : مناطق عقب مانده و کم پيشرفت

underdeveloped countries : بازرگانى : کشورهاى توسعه نيافته

underdeveloped nations : بازرگانى : ملل توسعه نيافته

underdistance : ورزش : روش تمرينى دونده در مسافتى کمتر از معمول مسابقه براى ازدياد سرعت

underdo : از کار کم گذاردن ،قصور کردن ،نيم پخته کردن( غذا)،نيم پز کردن

Underdog : آدم بازنده ، توسری خور

underdone : کم پخته

underdrain : زهکش زيرزمينى

underdraw : ورزش : کشيده نشدن زه تا اخر

underdrawers : زير شلواري

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

کسب وکار اینترنتی بدون سرمایه
گزارش آزمایشگاه دینامیک و ارتعاشات ( آزمایش پیرو و بادامک )
گزارش آزمایشگاه فیزیک 2 ( آزمایش بررسی مدار R-C )
مجموعه روابط و فرمول های درس ریاضی 1 رشته مکانیک به صورت خلاصه
مجموعه روابط و فرمول های درس ریاضی 2 رشته مکانیک به صورت خلاصه
پاورپوینت برنامه ریزی کالبدی فضایی در آلمان
گزارش آزمایشگاه فیزیک 2 ( آزمایش بررسی مدار R-L )
گزارش آزمایشگاه فیزیک 2 ( آزمایش بررسی مدار R-L-C )
ابجکت (پنجره) در نرم افزار معماری Revit Architecture
پاورپوینت تکنیک های تحلیل منطقه ای
گزارش آزمایشگاه فیزیک 2 (آزمایش بررسی مدار R-R)
مجموعه روابط و فرمول های درس مکانیک سیالات 2 رشته مکانیک به صورت خلاصه
گزارش آزمایشگاه دینامیک و ارتعاشات (آزمایش چرخدنده خورشیدی)
سخنرانی بداهه
ابجکت (پنکه و تاسیسات) در نرم افزار معماری Revit Architecture
مجموعه روابط و فرمول های درس ترمودینامیک 1 رشته مکانیک به صورت خلاصه
مجموعه روابط و فرمول های درس ترمودینامیک 2 رشته مکانیک به صورت خلاصه
ابجکت (تلویزیون و کامپیوتر) در نرم افزار معماری Revit Architecture
پاورپوینت فضای پایانه