لغات مشابه
undecided : غير مصمم , بي تکليف

undecillion : عدد يک با 36 صفر بتوان2

undecorated : بي پيرايه

undeeded : بصورت سند درنيامده ،در سند قيد نشده ،سند تنظيم نشده

undefeatablity : شکست ناپذيري

undefined entry : فقره تعريف نشده

undefined label : برچسب تعريف نشده

undelete utility : کامپيوتر : برنامه کمکى احياء

undemonstrative : غير مدلل , غيرمثبت

undeniable : انکار ناپذير

undentate : شيمى : تک دندانه

undeprivable : محروم نشدني

under : تحت , دستخوش , مورد , زير , درزير , در زير , کسري دار

under 60 kg : ورزش : ¹ -6کيلوگرم

under 65 kg : ورزش : -65کيلوگرم

under 70 kg : ورزش : ¹ -7کيلوگرم

under 75 kg : ورزش : -75کيلوگرم

under 80 kg : ورزش : ¹ -8کيلوگرم

under a : خردسال ،نابالغ ،صغير

under an obligation : قانون ـ فقه : مشغول الذمه

under arm clear : ورزش : ضربه بلند از پايين دست

under arm low return : ورزش : ضربه کوتاه پايين دست

under arm net shot : ورزش : ضربه کوتاه از نزديک تور

under arm stroke : ورزش : ضربه پايين دست

under arrest : قانون ـ فقه : تحت الحفظ

under bare poles : با دکل خالى بى بادبان

under carriage : علوم هوايى : ارابه فرود

under constraint : مجبور،درفشار

under construction : عمران : دردست ساختمان

under cover : سربسته ،درپاکت

under cover of frind ship : بعنوان دوستى

under cover of letter no : ضمن نامه شماره

under d. : باکراه ،تحت اکراه

under deck : بازرگانى : زير عرشه

under development : عمران : دردست توسعه

under disccussion : مورد بحث

under fire : تيراتش

under foot : درزيرپا،درحيطه اقتدار

under ground mining : عمران : استخراج زيرزمينى

under ground shaft : عمران : چاه کور

under ground survey : عمران : برداشت زيرزمينى

under hand : درنهان ،به پنهانى

under hatches : زير عرشه ،دوراز نظر،مرده

under interdiction : قانون ـ فقه : محجور

under interrogation : تحت بازجويي

under lock and key : زير قفل

under my hand and seal : قانون ـ فقه : به امضا و مهر من

under neath : ورزش : زير حلقه

under pain of death : قانون ـ فقه : با کيفر اعدام

under pledge of secrecy : با اين قول که راز پوشيده بماند،با قول کتمان مطلب

under police surveillance : قانون ـ فقه : تحت نظر پليس

under protection : قانون ـ فقه : تحت الحمايه

under reinforced : عمران : کم ارماتورگذارى شده

under repair : در دست تعمير

under reserve : بازرگانى : تحت تضمين

under restraint : در توقيف ،تحت توقيف ،د ربند

under sail : داراى بادبانهاى گسترده

under sentence of : محکوم به

under signed : قانون ـ فقه : امضا کننده زير

under surveillance : قانون ـ فقه : تحت نظر

under szturated rock : عمران : سنگ زير اشباع

under the attention of : تحت توجه

under the counter : قاچاقى ،داروى بدون نسخه و غير مجاز

under the credit : بازرگانى : تحت اعتبار

under the d. of : به بهانه ،درلفافه

under the guize of : بعنوان ،به بهانه ،درهيئت ،درزى

under the hand of : به امضاى

under the hand of hand : قانون ـ فقه : به امضاى.....

under the lee of : درپناه ،درمايت

under the mask of : به بهانه ،در لفافه

under the name of : تحت عنوان

under the notion of : بعقيده ،بفکر،بعنوان

under the notion that : به تصور اين که

under the ouspices of : درسايه ،درتحت توجهات

under the plea of : بعنوان ،به بهانه

under the presumption that : به گمان اين که

under the pretence of illness : به بهانه نا حوشى

under the pretence that : به بهانه اينکه

under the protection of : تحت حفاظت

under the rose : نهانى ،زير جلى ،محرمانه ،در خفا

under the seway of : تحت حکومت

under the shdow of god : بسايه خدا،در ظل الهى

under the stimulus of hunger : از فشار گرسنگى ،بر اثر گرسنگى

under the sun : در جهان ،در زير افتاب

under the t. of : درزير نفوذ،درتحت تسلط

under the veil of religion : درلفافه مذهب ،بعنوان مذهب ،ببهانه دين

under the weather : درسختى يابدبختى

under these rules : بموجب اين قوانين

under trustee : بازرگانى : تحت امانت

under various titles : به عناوين گوناگون

under way : دردست اقدام

under(onŠupon)the p of : به بهانه ،بعذر

under hand stoping : عمران : رگه شيب دار

under repairing : عمران : دردست تعمير

under secretary : معاون وزارت

underachievement : روانشناسى : کم اموزى

underachiever : روانشناسى : کم اموز

underact : درست انجام ندادن ،از کار کم گذاشتن

underage : فروسال , نابالغ , صغير

underarm : زيربغل

underbaked : نيم پخته ،ناپخته

underbelly : زيرشکم

underbid : (درمناقصه )از همه کمتر قيمت دادن

underbody : زير تنه

underbred : نااصل زاده

underbrush : بوته ،درخت کوچک روينده در زير درخت

undercharge : کم حساب کردن ،کم مطالبه کردن از،کم خرج گذاشتن در ( تفنگ)

underchin : زير فک

underclassman : شاگرد سالهاى اول و دوم دانشگاه

underclothes : لباس زير , زير پيراهني

underclothing : زير پيراهني , لباس زير

undercoat : بتونه کاري کردن , پشم زيرين , بطانه , آستر , زير لايه

undercompounded : الکترونيک : کم ترکيب

underconsumption theory : بازرگانى : نظريه مصرف ناکافى

undercool : خيلى کمتر از ميزان لازم سرد کردن ،فوق العاده سرد کردن

undercover : زيرجلي , زير جلي

undercroft : اتاق کليسا

undercurrent : جريان تحتاني , زير موج , عمل پنهاني

undercut : راسته , پشت مازه

undercutting : بازرگانى : روى دست رفتن

undercutting of commutator : الکترونيک : تراشيدن جابه جاگر

underdeveloped : عقب افتاده , کم توسعه , توسعه نيافته , کم پيشرفت , بي صنعت , بدون ترقي

underdeveloped area : بازرگانى : منطقه توسعه نيافته

underdeveloped areas : قانون ـ فقه : مناطق عقب مانده و کم پيشرفت

underdeveloped countries : بازرگانى : کشورهاى توسعه نيافته

underdeveloped nations : بازرگانى : ملل توسعه نيافته

underdistance : ورزش : روش تمرينى دونده در مسافتى کمتر از معمول مسابقه براى ازدياد سرعت

underdo : از کار کم گذاردن ،قصور کردن ،نيم پخته کردن( غذا)،نيم پز کردن

Underdog : آدم بازنده ، توسری خور

underdone : کم پخته

underdrain : زهکش زيرزمينى

underdraw : ورزش : کشيده نشدن زه تا اخر

underdrawers : زير شلواري

underestimate : ناچيز پنداشتن ،دست کم گرفتن ،تخمين کم

underestimate : آسان شمردن , ناچيز پنداشتن , دست کم گرفتن , آسان گرفتن

underestimation : ناچيز شماري

underexpose : کمتر از حد لزوم در معرض( نور و غيره )قرار دادن

underfeed : غذاى غير کافى خوردن يا دادن

underfloor raceway : الکترونيک : سيمروى زير کف

underflow : پاريز

underfoot : جلو راه

undergarment : زير جامه , زيرپوش , زير پوش , لباس بزير

undergird : تقويت کردن ،بست زدن به

undergo : متحمل چيزي شدن

undergo mortification : رياضت کشيدن

undergo surgery : تحت عمل جراحي قرار گرفتن

undergrad u te : شاگرد درجه نگرفته ،شاگرد پايين رتبه

undergraduate : دانشجوى دوره ليسانس

undergrament : زيرپوش ،جامه زير

undergrip : ورزش : گرفتن زيمناست از زير

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

مقاله بررسی نابرابری های اجتماعی
کتاب مواد غذایی مضر برای سلامتی
مقاله بررسی ناكامی در به دست آوردن امنیت
مقاله بررسی نجوم جغرافیای ریاضی
کتاب ام اس چیست
مقاله بررسی نظرات مختلف درباره انسان شناسی
مقاله بررسی نظریه امامت در ترازوی نقد
مقاله بررسی نظریه های انیشتن
"بررسی نقش تولید علم در توسعه یافتگی جوامع، موانع و راهكارهای تولید علمی در گروه پزشكی ایران"
مقاله بررسی نقش حجاب در جامعه
مقاله بررسی نقش خانواده در جامعه
مقاله بررسی نقش روانشناسی در ادبیات
مقاله بررسی نقش زن در توسعه
مقاله بررسی نقش زنان در فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی در جامعه
مقاله بررسی نقش فلز آلومینیوم در صنعت
مقاله بررسی نقش مربی برای بازیكنان
بررسی نقش و اهمیت فرآیند آموزش و بهسازی منابع انسانی در ادامه حیات هر سازمان یا مؤسسه
مقاله بررسی نقش ورزش های روزمره بر سلامت انسان
مقاله بررسی هستی شناسی از نظر وینگشتاین