لغات مشابه
underplay : نقش خود رابخوبى انجام ندادن ،(بازى ورق )دست خود را ادا نکردن

underplot : داستان فرعى ،يک سلسله حوادث تبعى و عرفى نمايش ،توطئه ،دسيسه محرمانه ،دوز و کلک

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: