معنی unpopulated board

unpopulated board
کامپيوتر : تخته مدارى که مولفه هاى ان بايد توسط خريدار تهيه شوند
کلمات مشابه

unpractised : ناازموده

unprecedented : کم سابقه , بيسابقه , بي سابقه

unpredictable factors : بازرگانى : عوامل غير قابل پيش بينى

unpregnant : غير مستعد , غيرحامله

unprejudiced : بي تعصب

unprepared : بي مطالعه

unpretentious : بي تکلفي , نامتظاهر , بي تکلف , بي تصنع

unpriced : درباب چيزى گفته مى شودکه بهاى ان معلوم نشده يابصورت بهادران نباشد

unprincipled : بي مسلک , بي مرام , سست عنصر , هر دمبيل

unprintable : غيرقابل چاپ , چاپ نشدني

unprivileged : غير ممتاز

unproductive : عقيم , غير منبت , بي حاصل

unproductiveness : بي حاصلي

unprofessional : ناپيشه کار , غيرحرفهاي , غير فني

unprofitability : ناسودمندي

unprofitable : بي منفعت , غيرقابل استفاده , بي صرفه , بي سود , بي نفع , بدون سود , ناسودمند

unprofitable servants : مردمى که خرسندند باينکه تنهاانچه وظيفه ايشان است بکنند

unprogressive : محافظه کار

unpromising : مايوس کننده , غيرقابل اطمينان , نوميد کننده

unprompted : ناشى از طيب خاطر،خودبخود،بى اختيار،خودرو،داراى زيبايى طبيعى

معنی unpopulated board به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی