معنی uprights

uprights
ورزش : تيرهاى عمودى دروازه فوتبال امريکايى
کلمات مشابه

upriser : طغيان کننده , بالا رونده

uprising : طغيان , شورش , برخيزش

uproar : غلغل کردن , ولوله , ولوله کردن , غوغا , هنگامه , همهمه , دادوبيداد

uproarious : پرغوغا , پر همهمه

uproot : از ريشه درآوردن , بر کندن , بيخکن کردن , از بن کندن , از ريشه کندن , ازبن در آوردن , از ريشه در آوردن

uprooted : بيخکن

uprooting : ريشه کني

ups : کامپيوتر : تامين برق بى وقفه

ups and down : عمران : پستى و بلندى

ups and downs : نشيب وفراز زندگى ،صعود و افول اقبال

upset : دلگير کردن , منقلب , نژند , چپه کردن , آشفته کردن , مضطرب کردن , ناراحتي , آشفتن , دل آزدره , واژگوني , ناراحت , منقلب ساختن , منقلب کردن

upset condition : حالت منقلب

upset price : کمترين بهاى مقطوع در هراج

upset _ : واژگونى ،واژگون سازى ،اشفتگى ،اضطراب ،برهم زنى ،بهم خوردگى

upsetter : مختل کننده , واژگون کننده

upshot : نتيجه ،حاصل ،خلاصه ،اخرين شماره ،سرانجام

upside : بالاترين قسمت

upside down : وارونه ،معکوس ،واژگون

upsilon : نام حرف بيستم الفباى يونانى که بدين شکل ) y ( است وصداى u را در فرانسه ميدهد

upstairs : بالاخانه , ساختمان فوقاني , دراشکوب بالا

معنی uprights به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی