لغات مشابه
Volunteer : داوطلب

Volunteer : داوطلب

volunteer : داوطلب کردن , داوطلب شدن , داوطلب

volunteer corps : قانون ـ فقه : سپاه داوطلب

volunteer snooker : ورزش : اسنوکر انگليسى با انتخاب ازاد هر گوى

voluptuary : شهوتران ،خوشگذران ،عياش

voluptuate : شهوت انگيزکردن

voluptuous : شهوت پرست , شهوت انگيز

voluptuously : از روى شهوت پرستى ،با شهوت رانى ،بطور شهوت انگيز

voluptuousness : شهوت رانى

volute : طومار پيچيده

volution : پيچ ،پيچيدگى ،شکل طومارى ،حلقه

volvate : (گ.ش ).داراى کيسه غشادار و پيازدار( در پايين ساقه بعضى قارچها)

vomer : (تش ).استخوان ميانى بينى ،استخوان تيغه بينى

vomit : غثيان کردن , استفراغ , استفراغ کردن , اوغ زدن , قي کردن , هراشيدن

vomiting : قي , مراش , تهوع , غثيان

vomitive : اوغ زني

vomitoryt : داروى قى اور،در اروپا مدخل تماشاخانه

vomiturition : قي پي درپي

vomitus : ماده مستفرغه , ماده قي شده

vomitve : مقي

von domarus principle : روانشناسى : اصل فون دوماروس

von neumann bottleneck : کامپيوتر : گلوگاه فن نيومن

voodooist : جادوگر،افسونگر

vor : علوم نظامى : وسيله تعيين جهت ارسال امواج فرستنده دشمن

voracious : پر خور , پرولع

voraciously : پرخورانه ،حريصانه

voraciousness : پر خورى ،حرص

voracity : ولع

vorlage : ورزش : خيز برداشتن از ناحيه قوزک پا

vortex breakdown/brust : علوم هوايى : جدايى ناگهانى جريانهاى حلقوى از لبه حمله بالهاى دلتا در زاويه حمله معين که واماندگى اين نوع بالها را نشان ميدهد

vortex drag : علوم هوايى : پساى جريانهاى حلقوى

vortex filament : علوم هوايى : خطى که شدت يا تمرکز جريانهاى حلقوى دران بيشتراست

vortex flow : علوم هوايى : جريان سيال با حرکت ترتيبى دورانى و انتقالى

vortex line : علوم هوايى : خطى که جهت ان در هر نقطه بر بردار دوران منطبق و خطوط مماس براين خط با جهت موضعى جريان موازى ميباشند

vortex motion : شيمى : حرکت گردابى

vortex separation : علوم هوايى : جداکردن ذرات مختلف از يک سيال توسط نيروهاى گريز از مرکزى مختلف در حرکت حلقوى يا گردابى

vortex sheet : علوم هوايى : لايه نازک نامحدود سيال با حرکت حلقوى بينهايت

vortex trail : علوم هوايى : دنباله مرئى باقيمانده از نوک بال يا ملخ و غيره ناشى از جريانهاى حلقوى شديد

vortex tube : علوم هوايى : وسيله اى فاقد هرگونه قطعه متحرک که دران اختلاف فشار سبب ورود جريان سيال از طريق شکافهاى مماسى ميگردد

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: