لغات مشابه
walk out on : قال گذاشتن

walkaway : سهل الحصول

walker : راه رونده

walker cup : ورزش : مسابقه گلف بين مردان اماتور امريکا و انگلستان سالى يک بار

walkie talkie : دستگاه مخابره يا راديوى ترانزيستورى کوچک

walking : مشي , پيادهروي , پياده روي

walking beam : عمران : ميل لنگ

walking chair : چارچوب غلتک دار که کودکان دست خود را بدان گرفته راه رفتن مى اموزند

walking delegate : نماينده سيار

walking dictionary : فرهنگ متحرک

walking library : کتابخانه متحرک ،شخص دانشمند

walking papers : )walking ticket(ورقه خاتمه خدمت

walking patient : علوم نظامى : مريض سرپايى

walking ring : ورزش : پيست بيضى شکل براى راه بردن و گرم کردن اسب پيش از مسابقه

walking stick : چوب دستي

walking ticket : )walking papers(ورقه خاتمه خدمت

walkthrough : کامپيوتر : جلسه بررسى که در ان يک مرحله از توسعه سيستم يا برنامه براى معرفى کردن خطاها مرور مى شود

walkway : گردشگاه

wall : ديواره , ديوار , ديوار کشيدن , جدار

wall arcade : معمارى : طاقنما

wall board : معمارى : تخته براى چوبکارى ديوار

wall energy : علوم هوايى : انرژى در واحد سطح مرز مشترک بين حوزه هاى مغناطيسى مختلف الجهت

wall entrance : علوم مهندسى : عبور از داخل ديوار

wall eye : چشمى که سفيدى ان زياد وعنبيه ان کمرنگ باشد،چشم مات ،چشم سفيد

wall hanging : تزئينات ديوارى

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

دانلود فایل های آموزشی