معنی wall pass

wall pass
ورزش : پاس مستقيم
کلمات مشابه

wall plate : معمارى : زيرسرى

wall rue : سداب کهنه

wall street : مرکز بانکها و سرمايه داران نيويورک

wall tie : معمارى : بست ديوارى

wall wort : اذن الفار

wall paper : کاغد ديوارى

wall plug : پريز

wall to wall : ديوار به ديوار

wall up : ورزش : رسيدن موج به حداکثر اوج

wallaby : (ج.ش ).کانگوروى متوسط القامه گردن قرمز

walled to wns : شهرهاى حصاردار

wallet : کيف جيبي , توشه دان

walley : ورزش : پرش ازلبه داخلى يک پا و چرخش کامل در هوا و برگشت روى لبه خارجى همان پا

walleye : )walleyed(چشم مات ،(ج.ش ).انواع مختلف اردک ماهى

walleyed : )walleye(چشم مات ،(ج.ش ).انواع مختلف اردک ماهى

wallflower : شببو

wallis test : والیس

wallop : )walloper(شلاق زدن ،سخت زدن( مثل مشت زن)

walloper : )wallop(شلاق زدن ،سخت زدن( مثل مشت زن)

walloping : (د.گ ).بزرگ ،عظيم ،قوى ،داراى صداى ضربت

معنی wall pass به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی