لغات مشابه
wanly : کم خون , کم رنگ

wanness : رنگ پريدگى

wannigan : )wanigan(رو پوش ،سقف تراکتور يا ماشين بارى

want : حاجت داشتن , خواستن , حاجت , خاهان بودن , محتاج بودن , ميل کردن , فاقد بودن , فقدان , نيازمند بودن به

want of precaution : قانون ـ فقه : بى احتياطى

wanted : تحت تعقیب، خواسته

wanted clerks : دبير يا نويسنده لازم است

wanting : فاقد , هوس

wanting in courage : بى جرات ،بى دل

wanting in reason : ازعقل ناقص ،بيخرد

wanton : شرور شدن

wantoner : سر بهوا

wantonly : از روى عياشى و بيفکرى

wantonness : بازيگوشى ،لاقيدى

wany : کاهش يافته

wapiti : (ج.ش ).گوزن سفيد و شاخ بلند و بزرگ

wapper jawed : داراى ارواره کج

war : جنگ , غزا , حرب , رزم , محاربه , دشمني کردن

war crime : علوم نظامى : جنايات جنگى

war cry : فرياد جنگي , عربده نبرد

war experienced : جنگديده

war footing : حالت اماده باش در ارتش ،امادگى رزمى

war game : مانورنامي

war gasses : گاز جنگي

war head : قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن برداشته ميشود،سر اژدر

war horse : اسب جنگى ،افسر ياسرباز دامپزشک

war implements : ساز و برگ يا الات جنگ

war indemnity : غرامت جنگى ،تاوان جنگى

war neurosis : روانشناسى : روان رنجورى جنگ

war of nerves : جنگ اعصاب

war of the elements : انقلابات طبيعى

war os attrition : قانون ـ فقه : جنگ فرسايشى

war paint : (ميان سرخ پوستان امريکا )نقاشى بدن براى رزم و پيکار

war prisoner : زنداني جنگ

war reserves : علوم نظامى : ذخاير جنگى

war risk : بازرگانى : خطر جنگ

war risk insurance : بازرگانى : بيمه خطر مرگ

war risks : قانون ـ فقه : خطرات ناشى از جنگ

war ship : علوم نظامى : کشتى جنگى

war to the knife : کارد و کارد کشى ،جنگ سخت ،جنگ خونين

war vessel : ناو جنگي , کشتي جنگي

war whoop : فرياد جنگ( سرخ پوستان)،قيه

warble : چهچههزدن

warbler : مرغخوش الحان

warbling : نغمه سرايي , چهچه

ward : سلول زندان

ward heeler : کارچاق کن سياسى ناحيه بخصوصى

ward off : دفع کردن ،دفاع کردن ،از خود دور کردن

ward room : اطاق افسران در کشتى جنگى

Warden : مسئول ، نگهبان

warder : زندانبان ،عصا يا گرز،نگهبان دروازه يا قصر

wardership : زندانباني , مقام زندانبان

wardress : نگهبان و محافظ زن در زندان

wardrobe : اشکاف لباس , موجودي لباس , صندوق خانه , اشکاف , جا رختي , جارختي

wardroom : سالنبيماران , اطاق افسران

ware : حذر کردن , کالاي فروشي

ware room : انبار گمرک

warehouse : بارخانه , انبار بزرگ , انبار , انبار کالا

warehouse receipt : بازرگانى : رسيد انبار

warehouse stock : بازرگانى : موجودى انبار

warehouse warrant : بازرگانى : قبض انبار

warehousing : انبارداري

warehousing system : قانون ـ فقه : روشى که به موجب ان کالاهاى وارداتى بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکى به مملکت وارد و انبار مى شود و اين عوارض در موقع عرضه براى فروش اخذ مى شود

warfare : جنگاوري , زدو خورد

warhead : کلاهک موشکي

warhorse : اسب جنگي

warily : از روياحتياط

wariness : )warily(از روى احتياط،محتاطانه ،احتياط کار،با احتياط

warison : (م.م ).ثروت ،خزانه ،پاداش ،شيپور حمله

warless : معاف از جنگ ،بدون جنگ ،بى محاربه

warlike : آمادهجنگ , ستيز گر , جنگ دوست , جنگي

warlike preparations : تدارکات جنگى

warlock : غول پيکر

warlord : جنگ سالار , فرمانده ارتشي

warm : گرم , با حرارت , گرم شدن , گرم کردن

warm 1 : گرم کردن ،گرم شدن

warm 2 : باحرارت ،غيور،خون گرم ،صميمى ،صميمانه ،قلبى ،با محبت ،دشوار،ناگوار

warm bloodedness : )warm blooded(خونگرم ،با روح ،خونگرمى ،مهربانى

warm boot : کامپيوتر : فرايند فريب دادن کامپيوتر با اين تفکر که برق ان با وجود روشن بودن خاموش شده است راه اندازى گرم

warm corner : جاى خطرناک ،نبرد سخت

warm front : جبهه هواى گرم

warm gas thruster : علوم هوايى : جت پيش راننده متشکل از گاز ذخيره شده با فشار زياد که قبل از بيرون رانده شدن از نازل گرم شود

warm hearted : دلسوز،با محبت

warm infusion : چيز دم کرده

warm link : کامپيوتر : پيوند گرم

warm start : کامپيوتر : شروع گرم

warm substeppic zone : زيست شناسى : نوار نيمه جلگه اى گرم

warm up : گرم شدن

warm up time : کامپيوتر : زمان اماده شدن

warm blooded : خونگرم

warm bloodedness : خونگرمي

warm down : ورزش : تمرين سبک

warm up suit : ورزش : گرمکن

warmed over : دوباره پخته شده ،زيادتر از معمول پخته شده

warmer : گرم کننده

warmhearted : خونگرم

warmheartedness : )warmhearted(خونگرم ،با محبت ،مهربان ،مهربانى ،خونگرمى

warmish : گرم ،داغ

warmly : بگرمي

warmonger : طالب جنگ , شيفته جنگ , جنگافروز

warmth : گرما , گرمي

warn : اخطار کردن , هشدار دادن

warned exposed : علوم نظامى : قابليت اسيب پذيرى نيروهاى خودى نسبت به انفجار اتمى

warned protected : علوم نظامى : قابليت حفاظت نيروهاى خودى در مقابل انفجار اتمى

warner : اخطار کننده , هشدارگر

warning : اخطار , اعلان خطر , زنهار , هشدار , تحذير

warning order (jf) : علوم دريايى : دستور اگهى

warning radar : علوم دريايى : رادار هشدار دهنده

warningly : عبرتا

warp : تاب دار کردن

warp (to) : معمارى : پيچيدن

warp and weft : تار و پود

warp and woof : تار و پود،(مج ).پايه و اساس ،بنيان

warpath : مسير جنگي

warped surface : عمران : سطح تاب برداشته

warper : تار پيچ

warping : علوم هوايى : پيچاندن بالها بصورت متقارن براى بدست اوردن پايدارى عرضى و قابل کنترل

warping head : علوم نظامى : استوانه چرخنده بکسل لنگر

warping tug : علوم نظامى : يدک کش اب خاکى

warplane : هواپيماي جنگي

warrant : سند عندالمطالبه

warrant 1 : ضمانت کردن ،تعهد کردن ،تصديق کردن

warrant 2 : مجوز،حق ،اجازه نامه ،حکم کتبى ،حواله ،سند،رسيد،حکم بازداشت

warrant of attorney : وکالت نامه

warrant to bearer : بازرگانى : به حواله کرد حامل

warrantable : قابل گواهي

warranted : ضمانتي

warranted rate of growth : بازرگانى : نرخ رشد تضمين شده

warranter : گواه ،شاهد،ضامن ،متعهد

warranty : گارانتي , پابندان , تعهد نامه

warrior : سلحشور , جنگاور , مبارز , رزمجو , جنگجو , محارب

Warsaw : ورشو

warship : ناو جنگي , کشتي جنگي

wart : ژخ , گندمه , زگيل

wartime : زمان جنگ

warting : علوم هوايى : ناهموار شدن سطح فلز

warty : زگيل مانند

wary : بسيار محتاط،با ملاحظه ،هشيار

was : بود

was a king in yemen : پادشاهى برد در يمن

was grinted in large t. : با حروف درشت چاب

was that intended? : ايا اين قصدى بود،ايا ان عمدى بود؟

was:iwas : من بودم

wash : شستشو , شستن , شستشو کردن , طهارت گرفتن , غسل دادن , شستشو دادن

wash and wear : بشور و بپوش( يعنى اتو کردن لازم ندارد)

wash away : با شستشو پاک کردن

wash ball : (قرص ) صابون دستشويى

wash basin : عمران : دستشوئى

wash board : تخته رختشويى ،تخته اى که براى ازاله اطاقها بکار ميبرند

wash boiler : ديگ رختشويى

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

اهمیت حشرات در زندگی انسان
دانلود مقاله بازاریابی گوشت طیور
دانلود مقاله بافت دان و عملکرد مرغ گوشتی
دانلود مقاله برنامه های واكسیناسیون گاوهای شیری و گوشتی
دانلود مقاله بروسلوز یا تب مالت
بنزوات سدیم مورد مصرف در صنایع غذائی 1 - ویژگیها و روشهای آزمون
دانلود مقاله بهداشت دام
دانلود مقاله جوجه کشی بوقلمون
دانلود مقاله بیماری سل گاوی
دانلود مقاله بیماری ورم پستان و بهداشت پستان دام
دانلود مقاله بیماریهای گاوی
دانلود مقاله بیماری های طیور
دانلود مقاله بیماری آنفلوانزای مرغی
دانلود مقاله بیماریهای عفونی در دامپزشکی برای حیوانات
دانلود مقاله بیماری های مشترک بین انسان وحیوان
دانلود مقاله بیماریهای متابولیکی گاو شیری
دانلود مقاله پارتنو کارپی در گوجه فرنگی
شیوه ‏نامه اجرایی طرح حمایت از پایان‏ نامه‏ های کارشناسی ‏ارشد و دکتری
مستند سازی تجارب برای ارتقاء به رتبه عالی