معنی we are beset with dangers

we are beset with dangers
خطرها ما را فرا گرفته اند
کلمات مشابه

we are down on our luck : (اکنون ) بخت بما پشت کرده است

we are in need of two engineer : ما بدو تن مهندس نيازمند نيستيم

we are in the same way : ما هم همان حال را داريم

we are informed by him that : محترما `اگاهى ميدهد که

we are kin : ما با هم وابسته ايم ،ما با هم منسوبيم ،ما با هم خويشيم

we are not on speaking terms : با هم حرف نميزنيم ،با هم قهر هستيم

we are now quits : اکنون با هم برابر شديم ،ديگر حسابى نداريم

we are requested : خواهشمند است که

we are still above ground : هنوز زنده ايم

we are want of money : ما نيازمند پول هستيم ،به پول احتياج داريم

we began with the 1st chapter : نزد،پيش = پهلوى

we camw in view of that house : د رچشم رس ان خانه واقع شديم

we cannot deceive ourselves : خودمان را نميتوانيم فريب دهيم

we cannot trace the petitioner : نميتوانم سابقه عرضحال دهنده را پيدا کنم

we cannot undo the past : چيز گذشته را نميتوان برگرداند،اب رفته بجوى برنمى گردد

we d. in silks : ما کالاى ابريشمى ميفروشيم

we demand p in our contract : ما صراحت ودقت در قرارداد مى خواهيم

we eat that we may live : ميخوريم براى اينکه زنده باشيم

we feel (or are) hungry : گرسنه مان هست

we fixed in the town : در شهر مانديم

we had a good time : خوش گذشت ،وقت خوشى داشتيم

we had a heavy p to day : امروز نامه هاى بسيارى از پست داشتيم

we had a narrow majority : بزور اکثريت پيدا کرديم ،اکثريت کمى داشتيم

we had a stormy passage : يک سفر طوفانى داشتيم

we had coffee of a kind : يکجورقهوه اى داشتيم ياخورديم( که تنها نامش قهوه بود يا اسم ان قهوه بود)

we have a seedless type too : يک رقم بى هسته هم داريم

we have done our work : ما کار خود(مان ) را کرديم

we have no more bread : ديگر نان نداريم

we have p to inform you that. : از دادن اين خبر خوشوقت است که

we intend no harm : قصد ازار نداريم

we learnt from london that : از لندن خبر ميرسد

we left a card on him : کارتى در خانه اش گذاشتيم

we left for paris : عازم پاريس شديم

we lost sight of him : (کم کم ) از نظر ما ناپديد شد،او را گم کرديم

we made a night of it : چه شب خوشى گذرانديم ،چه شبى کرديم

we made heavy weather of it : انرا خيلى سخت ديديم( يا يافتيم)

we make it a rule to : قانون ما اينست که... قانونى داريم که.....

we missed our mark : تير ما بسنگ خورد،خطا کرديم

we must see what can be done : به ببينم چه ميتوان کرد،بايد ديد چه ميشود کرد

we must winnow away the refuse : اشغال انرا بايد( با باد دادن ) بگيريم

we need servants : ما نيازمند بنوکر هستيم ،ما نوکرهايى ميخواهيم

we oened at page 10 : صفحه ¹ 1کتاب را باز کرديم

we owe him for his services : مديون( يا مرهون ) خدمات او هستم

we put it at rials 15 : 15ريال( يا نرخ ) روى ان گذاشتيم

we ran out of these goods : اين کالاى ما تمام شد( يا ته کشيد)

we regret the error : از اشتباهى که شده است تاسف داريم

we sang them home : ايشان را با اواز و سرود تا منزلشان همراهى کرديم

we sent the linen to the wash : رختهاى شستنى را برختشويخانه فرستاديم

we shall go : خواهيم رفت

we shall see : تا ببينم ،بعد معلوم ميشود

we squared for our meal : حساب خوراکمان را تصفيه کرديم

we the under signed : قانون ـ فقه : امضا کنندگان زير

we underwrite the company : ما تعهد ميکنيم که کليه موجودى شرکت را درصورتيکه مردم نخرند خريدارى کنيم

we used to play there : ما انجا بازى ميکرديم( يعنى برحسب عادت....... )

we watched for his arrival : منتظر ورود او شديم يا بوديم

we went for a good round : گشت خوبى زده برگشتيم به خانه

we were : ايشان بودند،ما بوديم

we were not ourselves : از خود بيخود شده بوديم ،بيهوش بوديم

we were ordered to stay : دستور دادند بمانيم

we were perished with cold : از سرما مرديم

we were preceded by the guides : راهنماها جلو ما ميرفتند

weak : نحيف , ضعيف , ضعيفالحال , ضعفاء , شل , ناتوان , سخيف , سست نهاد , سست , کم زور , کم بنيه , کم سو , معلول , بي رويه , بي رمق , کم دوام , بي قوت , بي نيرو , معتل , بي حال , کم رونق , واهي , بي بنيه , کم رو , بي تصميم , بي توان , بي زور

weak bone : رمه

weak constitution : بنيه ضعيف ،ضعف بنيه ،مزاج ضعيف

weak economy : بازرگانى : اقتصاد ضعيف

weak eyed : داراى چشم کم سو

weak hearted : سبک مغز

weak intellect : سبک مغزى ،خبطى ،کم عقلى

weak kneed : سست عنصر , سست زانو

weak knees : زانوى سست ،بى ثباتى ،بى عزمى

weak letters : حروف عله

weak minded : ضعيفالعقل , سبک مغز , سست عنصر , ضعيف الاراده

weak mixture : علوم هوايى : مخلوط ضعيف

weak point : نقطه ضعيف

weak reception : پذيرفتگي ضعيف

weak tradition : قانون ـ فقه : حديث ضعيف

weak minded : سست راي , بي اراده

weakbodied : ضعيفالجثه

weaken : سست کردن , سست شدن , ناتوان کردن , تضعيف رشد کردن , تضعيف کردن , نحيف کردن , کم نيرو شدن , متزلزل ساختن

weakener : تضعيف کننده

weakening : مظعف , مضعف , تضعيف

weakest maintained : علوم هوايى : ضعيف ترين مخلوط سوخت که تحت شرايط معين ميتواند توان را بيشينه نگهدارد

weakhearted : ضعيف النفس , کم جرات

weakish : چيز ابکى ،چيز رقيق و نرم ،سست و ضعيف

weakling : کم بنيه , سست عنصر

weakly : عليل المزاج , کم بنيه , بي بينه , باسستي , باشلي

weakness : فرتوتي , بي قوتي , فتور , بي حالي , رخاوت , ناتواني , وهن , ضعف , سستي , ضعيفي , عيب , نحيفي , بي بنيگي , شلي

weal : خير،سعادت ،اسايش ،ثروت ،دارايى

weal and woe : خوشبختى و بدبختى

wealŠwale2 : شلاق زدن ،متحرى گذاشتن

weald : جنگل ،دشت

wealth : توان گري , مکنت , دارندگي , ثروت , مالداري , تمول , دولتمندي , مال , جيفه , مالالتجاره , توانگري

wealth creation : بازرگانى : ايجاد ثروت

wealth distribution : بازرگانى : توزيع ثروت

wealth is nothing to : ثروث پيش..... هيچ است

wealth of nations : بازرگانى : ثروت ملل

wealth saving relationship : بازرگانى : رابطه ثروت و پس انداز

wealth tax : بازرگانى : ماليات بر ثروت

wealth lover : مال اندوز

wealth loving : مال اندوز

معنی we are beset with dangers به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی