لغات مشابه
we need servants : ما نيازمند بنوکر هستيم ،ما نوکرهايى ميخواهيم

we oened at page 10 : صفحه ¹ 1کتاب را باز کرديم

we owe him for his services : مديون( يا مرهون ) خدمات او هستم

we put it at rials 15 : 15ريال( يا نرخ ) روى ان گذاشتيم

we ran out of these goods : اين کالاى ما تمام شد( يا ته کشيد)

we regret the error : از اشتباهى که شده است تاسف داريم

we sang them home : ايشان را با اواز و سرود تا منزلشان همراهى کرديم

we sent the linen to the wash : رختهاى شستنى را برختشويخانه فرستاديم

we shall go : خواهيم رفت

we shall see : تا ببينم ،بعد معلوم ميشود

we squared for our meal : حساب خوراکمان را تصفيه کرديم

we the under signed : قانون ـ فقه : امضا کنندگان زير

we underwrite the company : ما تعهد ميکنيم که کليه موجودى شرکت را درصورتيکه مردم نخرند خريدارى کنيم

we used to play there : ما انجا بازى ميکرديم( يعنى برحسب عادت....... )

we watched for his arrival : منتظر ورود او شديم يا بوديم

we went for a good round : گشت خوبى زده برگشتيم به خانه

we were : ايشان بودند،ما بوديم

we were not ourselves : از خود بيخود شده بوديم ،بيهوش بوديم

we were ordered to stay : دستور دادند بمانيم

we were perished with cold : از سرما مرديم

we were preceded by the guides : راهنماها جلو ما ميرفتند

weak : نحيف , ضعيف , ضعيفالحال , ضعفاء , شل , ناتوان , سخيف , سست نهاد , سست , کم زور , کم بنيه , کم سو , معلول , بي رويه , بي رمق , کم دوام , بي قوت , بي نيرو , معتل , بي حال , کم رونق , واهي , بي بنيه , کم رو , بي تصميم , بي توان , بي زور

weak bone : رمه

weak constitution : بنيه ضعيف ،ضعف بنيه ،مزاج ضعيف

weak economy : بازرگانى : اقتصاد ضعيف

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: