کلمات مشابه

abdominous
داراى شکم بزرگ ،شکم گنده

abduce
به يک سو کشيدن

abducens nerve
روانشناسى : عصب حرکتى خارجى چشم

abducent
از مرکز دور کننده ،(طب ) مبعد

abduct
ربودن ،دزديدن( شخص)،ادم دزديدن ،از مرکز بدن دور کردن( طب)

abecedarian
ابجداموز،ابجدخوان ،مبتدى ،ابتدايى

abecedarium
کتاب الفباء

abed
در بستر،در رختخواب

abel closed tester
شيمى : دستگاه ابل

abel tree
(گ.ش )درخت سپيدار که نام لاتين ان populus alba است