abolitionist
طرفدار برانداختن ،اصول بردگى
کلمات مشابه

abomasum
شير دادن

abominable
مکروه

abominableness
زشتى ،مکروهيت

abominably
بطور مکروه ،به زشتى

abominate
مکروه دانستن

abomination
عمل شنيع

abondance
وفور،فراوانى

abonne
وجهاشتراک

aborgation
قانون ـ فقه : نسخ

aboriginal
سکنه اوليه

aborigine
گياه بومي

aborigines
سکنه اوليه يک کشور،جانوران و گياهان بومى

aborning
در حال زايش ،در بدو تولد،در حال تولد

aborsement
سقط جنين

abort
نارس ماندن , سقط کردن , ريشه نکردن , عقيم ماندن

معنی abolitionist به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی