کلمات مشابه

acinaseous
(گ.ش ).داراى تخم و بذر،داراى تخمدان

acinceous
(گ.ش ).داراى برگهاى شمشيرى

acinetic
(طب )مانع حرکت( شونده)

aciniform
(گ.ش ).انگورى ،انگور مانند،خوشه اى ،هسته دار،پر دانه

acinose
دان دان ،انگورى

acinus
(گ.ش ).دانه ء ريز( در توت و تمشک و غيره)،انگورک ،دانه ،حبه

acipenser
( )=accipenser(ج.ش ).ماهى خاويار

acitric a
جوهر ابليمو

aciurgy
(طب )عمل جراحى

ackermanaxle
محور جلوى اتومبيل